X
تبلیغات
ساهارا
تبليغات
موضوعات
دوستان
ارشيو
نويسندگان
آمار سايت





Powered by WebGozar

 

داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: پنجشنبه سی ام تیر 1390 - 1:24 - موضوع : - توسط : بابک

جنیفر لوپز و مارک آنتونى، دو ستاره‌ مشهور سینما و موسیقى جهان، با انتشار بیانیه‌اى به هفت سال زندگى مشترک خود پایان دادند.
 
به گزارش برنا به نقل از اسوشیتدپرس، این زوج ۴۲ ساله در بیانیه‌ خود با اعلام این خبر، تصمیم به جدایى را تصمیمى دشوار براى خود و همه‌ اطرافیان‌شان دانسته و خواستار احترام به حریم خصوصى‌شان شده‌اند. 
خبر جدایى جنیفر لوپز و مارک آنتونى كه یكى از مشهورترین و محبوب‌ترین زوج‌هاى هالیوود بودند شگفتى بسیارى را به دنبال داشته است.

این زوج، در سال ۲۰۰۴ میلادى و پس از چند ازدواج ناموفق، زندگى مشترک خود را آغاز كردند.

جنیفر لوپز از جنجالی ترین بازیگران هالیوود است و هر از چندگاهی اخباری مبنی بر مشکلات اخلاقی وی در رسانه ها منتشر می شود.

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: پنجشنبه سی ام تیر 1390 - 0:54 - موضوع : - توسط : بابک

١- همه خواب مى‌بینند
مردها خواب مى‌بینند. زن‌ها خواب مى‌بینند. حتى بچه‌ها خواب مى‌بینند. همه ما خواب مى‌بینیم، حتى کسانى که ادعا مى‌کنند که خواب نمى‌بینند هم خواب مى‌بینند. در واقع، پژوهشگران دریافته‌اند که افراد معمولاً هر شب چند بار خواب مى‌بینند که هر کدام بین ٥ تا ٢٠ دقیقه طول مى‌کشد. بنابراین، در یک طول عمر معمولى، افراد به طور میانگین شش سال را صرف خواب دیدن مى‌کنند!

 ٢- امّا اغلب خواب‌ها فراموش مى‌شوند

براساس برآوردهاى صورت گرفته توسط آلن هابسون، پژوهشگر خواب، در حدود ٩٥ درصد خواب‌ها کوته زمانى پس از بیدار شدن، فراموش مى‌شوند. چرا به یاد آوردن خواب‌ها دشوار است؟ براساس یک نظریه، تغییراتى که در مغز در خلال خوابیدن اتفاق مى‌افتد از پردازش و ذخیره‌سازى اطلاعات که براى شکل دادن حافظه مورد نیاز است، پشتیبانى نمى‌کند. اسکن مغزى از افراد به هنگام خواب نشان داده است که قطعه پیشانى، ناحیه‌اى که نقشى کلیدى در شکل دادن حافظه بازى مى‌کند، در خلال خواب REM (حرکات سریع چشم)، یعنى مرحله‌اى که خواب دیدن اتفاق مى‌افتد، غیرفعال است.

 ٣- همه خواب‌ها رنگى نیستند

با وجودى که در حدود ٨٠ درصد خواب‌ها رنگى هستند امّا درصد کمى از افراد ادعا مى‌کنند که فقط خواب‌هاى سیاه و سفید مى‌بینند. در یک مطالعه، افرادى که در حال خواب دیدن بودند را از خواب بیدار مى‌کردند و از آ‌نها مى‌خواستند که از یک طیف رنگ، رنگى که مطابق با خوابشان بوده را انتخاب کنند. بیشترین رنگى که انتخاب شد، رنگ‌هاى روشن و ملایم بودند.

 ٤- خواب زن‌ها و مردها متفاوت است

پژوهشگران به تفاوت‌هایى بین محتواى خواب‌هاى زن‌ها و مردها پى برده‌اند. در یک مطالعه، چنین نتیجه‌گیرى شده است که مردها بیشتر از زن‌ها خواب‌هایى درباره پرخاشگرى مى‌بینند. براساس گفته‌هاى ویلیام دامهوف، پژوهشگر خواب، زن‌ها خواب‌هاى طولانى‌تر و با شخصیت‌ها و اشخاص بیشتر مى‌بینند. در ارتباط با شخصیت‌هایى که نوعاً در خواب‌ها ظاهر مى‌شوند، در خواب مردها تعداد شخصیت‌هاى مرد دو برابر تعداد زن‌هاست در حالى که زن‌ها درباره هر دو جنسیت تقریباً به طور برابر خواب مى‌بینند.
 

٥- حیوانات هم احتمالاً خواب مى‌بینند

آیا تا کنون سگ یا گربه‌اى را دیده‌اید که پا یا دمش را در هنگام خواب تکان مى‌داده است؟ هر چند با اطمینان نمى‌توان در این مورد صحبت کرد اما پژوهشگران معتقدند که حیوانات نیز احتمالاً خواب مى‌بینند. حیوانات نیز مانند انسان‌ها، مراحل خواب شامل چرخه‌هاى REM و NREM را طى مى‌کنند. در یک مطالعه، به گوریلى چند نماد به عنوان ابزار ارتباطى آموخته شد. در یک مقطع، گوریل علامت «شکل خواب» را انتخاب کرد و این احتمالاً نشانگر این بود که تجربه خواب دیدن داشته است.

 ٦- شما مى‌توانید خواب‌هایتان را کنترل کنید

خواب روشن خوابى است که شما با وجودى که هنوز در حال خواب هستید اما از این که دارید خواب مى‌بینید آگاهى دارید. در خلال این نوع خواب، شما مى‌توانید غالباً محتواى خوابتان را کنترل یا هدایت کنید. تقریباً نیمى از مردم مى‌توانند به یاد آورند که حداقل یکبار چنین خوابى را تجربه کرده‌اند و برخى افراد به دفعات چنین تجربه‌اى را داشته‌اند.


٧- هیجانات منفى در خواب‌ها متداول‌ترند

در طول یک دوره چهل ساله، کالیون هال، پژوهشگر، بیش از ٥٠ هزار خواب را از دانشجویان دانشکده ثبت کرد. این گزارش‌ها در خلال دهه ١٩٩٠ توسط یکى از دانشجویان هال به نام ویلیام دامهوف در دسترس عموم قرار گرفت. گزارش خواب‌ها نشان داد که بسیارى از هیجانات از جمله شادى، لذت و ترس در خواب‌ها وجود داشته است. متداول‌ترین هیجانى که در خواب‌ها وجود داشته اضطراب بوده و به طور کلّى هیجانات منفى بسیار بیشتر از هیجانات مثبت بوده است.
 

٨- نابینایان نیز خواب مى‌بینند
 با وجودى که کسانى که قبل از پنج سالگى بینائیشان را از دست داده‌اند، در دوران بزرگسالى خواب‌هاى تصویرى نمى‌بینند امّا هنوز خواب مى‌بینند. علیرغم فقدان تصاویر، خواب افراد نابینا به همان پیچیدگى و روشنى افراد بیناست. خواب افراد نابینا به جاى حس تصویرى، معمولاً شامل اطلاعاتى از دیگر حواس نظیر صوت، لمس، مزه، شنوایى و بویایى است.

 ٩- در هنگام خواب دیدن، عضلاتتان فلج هستند

مشخصه خواب REM، مرحله‌اى که خواب دیدن در خلال آن اتفاق می‌افتد، فلج عضلانى است. چرا؟ این پدیده، فقدان کشیدگى طبیعى عضلانى در خواب نام دارد و شما را از حرکت و نقش بازى کردن در خواب‌هایتان به هنگام خوابیدن باز مى‌دارد. اساساً به دلیل آن که نورون‌هاى حرکتى تحریک نمى‌شوند، بدن شما حرکت نمى‌کند.

در برخى موارد، این فلج عضلانى حتى تا ١٠ دقیقه پس از بیدار شدن نیز ادامه مى‌یابد. وضعیتى که به آن فلج خواب مى‌گویند. آیا تا کنون برایتان پیش آمده که وسط یک خواب وحشتناک از خواب پریده باشید و ببینید که قادر به حرکت نیستید؟ با وجودى که این تجربه ترسناکى است امّا به عقیده متخصصان کاملاً عادى است و تنها چند دقیقه طول مى‌کشد تا کنترل عادى عضلانى باز گردد.


١٠- بسیارى از خواب‌ها عمومیت دارند

با وجودى که خواب‌ها غالباً به شدّت تحت تأثیر تجربیات فردى ما هستند امّا پژوهشگران دریافته‌اند که برخى موضوعات در بین فرهنگ‌هاى مختلف، بسیار مشترکند. براى مثال، آدم‌ها در سراسر دنیا غالباً خواب‌هایى درباره تحت تعقیب بودن، مورد حمله قرار گرفتن و یا پرت‌شدن مى‌بینند. خواب‌هاى مشترک دیگر شامل رویدادهاى مدرسه، احساس یخ‌زدگى و بى‌حرکتى، دیر رسیدن، پرواز و عریان بودن در بین جمع مى‌باشد.

 


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: یکشنبه دوازدهم تیر 1390 - 21:35 - موضوع : - توسط : بابک

انگشت شماره 1
اين انگشت نماد مسايل مادي و ثروت است و كساني كه اين انگشت را انتخاب مي كنند ، اقتصاد دانان خوبي هستند و معمولا از نظر مالي در وضعيت خوبي قرار دارند .
 
 
انگشت شماره 2
اين انگشت نماد کار مي باشد و اشخاصي که به اين انگشت اهميت بيشتري مي دهند انسانهاي کاري هستند و بطور كلي وجدان کاري خوبي دارند و موفقيت زيادي در كارها دارند .
 
 
انگشت شماره 3
اين انگشت ميزان اهميت به خود فرد را نشان مي دهد ، افرادي كه اين انگشت را انتخاب مي كنند ، در مورد همه چيز اول به خود اهميت داده و تا حدودي خودپرست و خودخواه هستند .
 
 
انگشت شماره 4
اين انگشت نماد محبت و عشق است و كساني كه اين انگشت را انتخاب مي كنند ، انسانهاي احساساتي و عاطفي هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال كردن ديگران هستند .
 
 
انگشت شماره 5
اين انگشت نماد خانواده و فرزند هست و كساني كه به اين انگشت علاقمند هستند ، افرادي هستند كه به خانواده پايبند بوده و به زندگي مشترك و بطور كلي روابط بين افراد اهميت مي دهند 

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: یکشنبه دوازدهم تیر 1390 - 21:32 - موضوع : - توسط : بابک

به طور کلي، افراد چپ‌ دست انعطاف ‌پذيرتر، باهوش‌ تر و سازگارتر از افراد راست ‌دست هستند. شايد به اين فکر کنيد که اي ‌کاش شما هم چپ‌ دست‌ بوديد و يا در مورد ساير مزاياي چپ دست‌ بودن بينديشيد.

واقعيت اين است که حدود 90 درصد از مردم راست دست بوده و فقط 10 درصد چپ دست هستند.

يک نکته خيلي مهم که لا‌زم است به آن توجه داشته باشيد اين است که، غالب بودن طرف چپ يا راست،‌ در مورد کل بدن صادق است.

اگر کمي دقت کنيد،‌حتما متوجه خواهيد شد که با يک گوش بهتر از ديگري مي ‌شنويد و يا با يک چشم بهتر از چشم مقابل مي‌ بينيد. پس بايد توجه داشته باشيد که غالب بودن يک قسمت از بدن يک مورد عمومي است که در مورد تمامي قسمت‌ هاي جفت بدن صدق مي‌ کند.

اين که دقيقا چرا يک نفر راست دست ‌و يا چپ دست مي ‌شود، هنوز به ‌صورت يک راز باقي مانده است ولي برخي نظريه‌ ها در اين مورد وجود دارند. يک نظريه، ترشح زياد هورمون ‌هاي جنسي قبل از تولد را عامل چپ دست شدن افراد مي ‌داند.

از سوي ديگر، محققان دانشگاه دانشگاه کاليفرنيا آمريکا معتقدند که چپ دست و يا راست دست شدن افراد تا حد زيادي توسط ژنتيک تعيين مي ‌شود

طبق نظر اين محققان، يک ژن اختصاصي جهت راست دست شدن وجود دارد که چنانچه فردي آن را به ارث ببرد، ‌راست دست مي ‌شود. نکته جالب اين است که حتي در صورت عدم وجود اين ژن باز هم معلوم نيست که آن شخص حتما چپ دست شود. يعني امکان راست دست شدن وي هنوز وجود دارد.

افراد راست دست به‌ طور مشخص نيمکره مغزي سمت چپ شان بزرگ تر است. در 95 درصد از افراد راست دست قابليت ‌هاي تکلمي در نيمکره چپ مغزي وجود دارد. در حالي که بر اساس پژوهش‌ هاي دانشگاه کاليفرنيا، دو نيمکره مغزي‌ در افراد چپ دست اندازه مشابهي داشته و موجب ايجاد ساختار مغزي منعطف ‌تري مي ‌شوند.

اين در حالي است که تنها در 70 درصد از چپ دست‌ ها قابليت‌ هاي تکلمي در نيمکره مخالف (راست) قرار دارد. اين طور به نظر مي ‌رسد که احتمالا عدم وجود ژن راست دستي، به مغز اين افراد اجازه مي‌ دهد تا به ‌طور مساوي و متناوب با مغز راست دست‌ ها رشد کند. نيمي از افراد باقي مانده از هر دو گروه چپ ‌دست‌ ها و راست دست ‌ها از هر دو نيمکره مغزي‌ شان استفاده مي ‌کنند و بر طبق بررسي ‌ها، اين ‌گونه افراد از هوش بالاتري برخوردارند.

علاوه بر اين، ديده شده است که رابط مغزي‌ بين دو نيمکره در افراد چپ دست 11 درصد بزرگ ‌تر از راست دست ‌ها است که نشانگر ارتباطات قوي‌ تر و عميق‌ تر دو نيمکره در پردازش اطلاعات است.

پروفسور گلين ‌هامفريز معتقد است که در افراد راست دست‌، ‌نيمکره راست تصوير کلي را مي ‌بيند و نيمکره چپ بر روي جزئيات آن تصوير تمرکز مي ‌کند در حالي که اين موضوع در مورد چپ‌ دست‌ ها وجود ندارد.

وي همچنين معتقد است که آسيب و تخريب مغزي مي‌ تواند احساس درک انسان ‌ها از جزئيات را در افراد راست دست‌ و چپ ‌دست به ‌طرق مختلفي تحت تاثير قرار دهد.

يک موضوع بسيار جالب ديگر در مورد چپ دست‌ ها اين است که بر اساس تحقيقات دانشگاه دوبلين، درآمد کارگرهاي چپ ‌دست حدود 4 درصد بيشتر از راست‌ دست‌ هاست.

پژوهشگران اين دانشگاه بر اين باورند که چپ دست ‌ها به ‌ويژه مردان در مواجهه با يک موقعيت جديد خود را راحت‌ تر تطبيق مي‌ دهند زيرا در استفاده از سمت‌ راست مغزشان واردترند.

اين ها جزء مواردي هستند که باعث مي ‌شوند تا چپ ‌دست‌ ها بيشتر در نزد رئيس شان محبوب باشند.

چپ دست ها بيشتر مي ترسند

نتايج تحقيقات پيش از اين نشان داده بود که افراد چپ ‌دست، نسبت به راست ‌دست ‌ها سازگاري بيشتري دارند. يک فرد چپ ‌دست بسيار راحت تر از يک فرد راست ‌دست مي‌ تواند از دست راست خود براي انجام کارها استفاده کند. به نظر مي‌ رسد افرد چپ ‌دست به سرعت قادر به تعويض و دگرگزيني هستند.

اکنون روانشناسان در يک مطالعه جديد مي گويند افراد چپ دست در مواجهه با شرايط و موضوعات ترسناک، بيشتر دچار وحشت مي شوند.

اين روانشناسان پس از نشان دادن يک کليپ ترسناک به دو گروه از افراد چپ دست و راست دست در نهايت شگفتي متوجه شدند که پس از تماشاي اين کليپ افراد چپ دست بيشتر از راست دست ها مي ترسند.

حدود 10 درصد جمعيت جهان چپ ‌دست هستند. ترکيب ژنتيکي که باعث غلبه چپ ‌دستي بر راست دستي مي ‌شود، ژن ?LRRTM نام دارد. افرادي با مقدار بيشتر اين ژن، چپ ‌دست هستند. مراکز گفتاري افراد چپ‌ دست و راست‌ دست در قسمت چپ مغز قرار دارد. قسمت چپ مغز روي هماهنگي قسمت‌ هاي مختلف و فرامين و دستورات متمرکز است، در حالي که قسمت راست مغز روي مفاهيم و احساسات کنترل دارد. تعدادي از افراد نيز با هر دو دست کار مي ‌کنند.

اين روانشناسان خاطرنشان کردند که هرچند راست دست ها هم پس از تماشاي اين کليپ ترسيده بودند اما شدت واکنش ترس و وحشت در آن ها خيلي کمتر از افراد چپ دست بود.

دکتر کارولين چووهاري از متخصصان دانشگاه کوئين مارگارت در ادينبورگ در اين باره متذکر شد: ما در واقع براي اين شرکت کنندگان بخشي از فيلم سکوت بره ها را به نمايش گذاشتيم که مطمئن بوديم، حالت ترس را در بيننده ايجاد مي کند.

پس از پايان نمايش، فيلم را روي هر دو گروه شرکت کننده بررسي کرده و متوجه شديم چپ دست ها در خاطرات و حافظه شان بيشتر دچار آشفتگي شده بودند و رفتارهايي شبيه به کساني که دچار اختلال استرس پس از ضربه عاطفي شده اند از خود بروز مي دادند.

‌علاوه بر اين تحقيقات نشان داده ‌اند که افراد چپ دست نسبت به مشکلات و آسيب‌ هايي نظير‌ ابتلا‌ به آلرژي ‌ها،‌‌ بيماري هاي خودايمني، افسردگي، سوء مصرف مواد، الکل، سيگار، صرع، اسکيزوفرني و اختلالات خواب مستعدترند و بيشتر از افراد راست دست‌ درگير حوادث جدي نظير سوانح رانندگي مي ‌شوند.

بررسي آمار مي ‌تواند به طور بالقوه نشان دهنده درگيري بيشتر افراد چپ دست‌ با حوادث زندگي باشد که موجب مي ‌شود درصد کمتري از اين افراد، طول عمر بيشتري داشته باشند.

همچنين بعضي از کارشناسان معتقدند، افراد چپ ‌دست کمتر وابسته ‌اند، چون مجبورند با دنيايي که براي آن‌ ها ساخته نشده سازگاري پيدا کنند. دکتر پيترز مي ‌گويد: چپ ‌دست ‌ها به علت داشتن تمايلات استقلال‌ طلبانه در برابر فشارهاي اجتماعي مقاومت بيشتري دارند.

 

مشکلات چپ دست ها

اما در جامعه امروزي مشکلات زيادي براي چپ ‌دست ‌ها وجود دارد. اصول کلي جامعه و زندگي، غالبا براي راست دست‌ ها طراحي شده ‌اند.

علاوه بر اين،‌ متاسفانه برخي خانواده ‌ها به دلايل خرافي، ديد خوبي نسبت به چپ دست شدن فرزندشان ندارند و سعي مي ‌کنند تا با انجام اعمالي نظير بستن دست‌ چپ فرزندشان او را تحريک و وادار به راست ‌دست شدن کنند. اين افراد بايد توجه داشته باشند که انجام اعمال فوق موجب خواهد شد تا فرزندشان در آينده قادر به انجام کارهاي ظريف با دست خود نبوده و در کارهاي روزمره ‌شان دچار کندي محسوس شوند.

امروزه در دنيا چپ ‌دست‌ ها تقريبا يک جامعه براي خود درست کرده ‌اند به ‌طوري که روز 22 مرداد 13( آگوست) روز جهاني چپ ‌دست ‌ها ناميده مي ‌شود. علاوه بر اين، ‌در برخي نقاط دنيا فروشگاه‌ هايي وجود دارند که اجناسي را مي ‌فروشند که صرفا براي افراد چپ دست‌ طراحي شده‌ اند. کسي چه مي ‌داند، شايد در آينده شهر يا کشوري هم مخصوص چپ ‌دست‌ ها ايجاد شود.


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: دوشنبه ششم تیر 1390 - 21:40 - موضوع : - توسط : بابک

این مطلب برای پسرهایی مفیده که میخوان در دایره مذهب و شرع مقدس شروع به زندگی کنند انشالله

 

1- اگر ماشین شخصی دارید وقتی با همسرتان درون ماشین هستید مراقب رفتار و احوالاتتان باشید چون همیشه کسی هست که به شما چشم دوخته و مطلقا از رفتارهای خصوصی درون ماشین بپرهیزید حتی اگر مطمئنید روی قله قاف پارک کردید چون:هرچند اگر همسرتان با شما همراهی کند اما بعدها قضاوت خوبی در موردتان نخواهد داشت و شما در ذهنش فردی موقع نشناس و بی مبالات محسوب می شوید.آقائی تان را حفظ کنید.
 
 
2- اگر با همسرتان با وسیله نقلیه عمومی رفت و آمد میکنید باز مراقب نوع نشستنتان باشید.صندلی تاکسی ،تختخواب نیست !
 
 
3- در خیابان های شلوغ خواهشا دستان هم را نگیرید.خیابان،پارک نیست.دختران و پسران دم بخت زیادی در خیابان ها در حال رفت و آمدند که به هر دلیلی فعلا امکان ازدواج ندارند و ایجاد هوس ازدواج برای این قشر ناجوانمردیست.چون معمولا خانم ها تقاضا میکنند که دستانتان را به هم بدهید با توضیح منطقی این موضوع از ایشان بخواهید از این کار صرف نظر کنند.بماند که بعضی از خانم ها باز هم خیلی نمی فهمند متاسفانه و خودشان را در ایام مجردی فراموش میکنند.جسارتا گاهی قاطعیت بیشتر و البته همراه با محبت لازم است.
 
 
4- در دوران عقد خانم ها بشدت از مسائل جنسی بی موقع گریزانند و استرس با دقائقشان قرین است و به همان اندازه مردها بی منطق و وقت نشناس میشوند.امکان دارد شما مکان یا زمانی را صد درصد مناسب روابط محدود جنسی تان بدانید اما این مکان یا زمان برای همسرتان صد درصد استرس زا باشد.از حال همسرتان مطلع شوید پیش از هرکاری.خودخواه نباشید.
 
 
5- دوران عقد را با هزینه های سنگین رستوران و تفریح نمی توانید شاد نگه دارید بلکه با شناخت بیشتر از جنس مخالف و روحیات و احوالاتش به شادی و نشاطتان بیافزایید.
 
 
6- از تلفن زدنهای بی موقع و خیلی طولانی برهیزید چون در خانه همسرتان افراد دیگری هم زندگی میکنند.اینقدر با تلفن همراه صحبت کنید تا جانتان درآید.(نه که خودت نکردی!!)
 
 
7- اگر در منزل همسرتان پسر یا دختر مجردی هست و یا همچنین اگر خودتان خواهر یا برادر مجرد یا حتی بچه های ممیزی اطرافتان هست خواهشا برای پاک ماندن خیالات آنها بیشتر مراقب عشق ورزی هایتان باشید.خصوصا مراقب لباس پوشیدن همسرتان جلوی افراد فوق الذکر باشید.
 
 
8- تا دیروز که منزل پدرتان تشریف داشتید پدرتان مسئول خانه تان بود پس اگر مادرتان برخی مسائل شرعی مانند مراقبت از حجاب کامل یا عدم آرایش جلوی نامحرم را رعایت نمی کرد بدانید این موضوع از شما سلب مسئولیت نمی کند.شما حالا مرد یک خانه اید و یک پدر بالقوه.
 
 
9- تاکید میکنم..همسر شما فقط مجاز است برای شما آرایش کند (اینجا خودخواهی رواست طبق شرع مقدس)اینکه خیلی از خانم های مذهبی متاسفانه بعد از ازدواج به یکباره بی ضابطه دست به آرایش میشوند در همه جا خلاف شرع است.چوبش را می خورید بدون شک!پس از همسرتان بخواهید فقط درون منزل برایتان آرایش کند.(تازه خیلی مردها اصولا از آرایش خوششان نمی آید.)راستی چرا این موضوع کلی را اینجا گفتم؟چون خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج..این اشتباه است که کسی بگوید خجالت میکشم به همسرم بگویم آرایش نکن یا مراقب لباس پوشیدنت باش چون بعدا با این سوال همسرتان مواجه می شوید که چرا قبلا نمی گفتی؟
 
 
10- مراقب خدا باشید.یعنی اینکه اگر تا دیروز روزی یه صفحه قرآن میخوندی حالا بخاطر گپ زدن های زیادی با همسرت ازش غافل بشی یا مثلا اهل هیات و یا اهل زیارت بودی دیگه نیستی خوب خدا دلگیر میشه ازت تازه آدم باید بخاطر قدردانی از خدا توجهاتشو بیشتر کنه به حضرت حق نه ارتباطشو قطع یا کمرنگ کنه.
 
 
11- گذشته را فراموش کنید.خیلی مسائلی که در مجردی با آنها سر و کار داشتید و برایتان جذاب بوده احتمالا برای همسرتان جذاب نیست و شاید هم اینکه همسرتان مثلا بفهمد شما در مجردی در فلان پارک دوشب با رفقایتان چادر زده بودید ناراحت هم بشود یا خدای نکرده مثل آدم های نادان بنشینید و با شجاعت دنکیشوتی تمام از خواستگاری رفتن های جور واجورتان بگویید.مراقب زبانتان باشید.
 
 
12- از معجزه ی هدایای ارزان بویژه گل سرخ غافل نباشید. اگر اصولا بچه مایه دار نیستید و روی پای خودتان هستید چاره ای هم جز این ندارید.از همین ابتدا به قدر وسعتان هدیه بخرید و البته سعی کنید به مناسبت مذهبی تقدیم همسرتان کنید.
 
 
13- اگر با همسرتان برای تفریح جائی میروید جیبتان خالی نباشد چون اصلا زیبا نیست که از همسرتان پول بگیرید برای یک هویج بستنی.ضمنا مجبور نیستید جائی بروید برای شام یا تفریح که از هزینه هایش مطلع نیستید و غافلگير شويد.
 
 
14- مراقب پدر و مادرتان باشید.اصولا اوایل زندگی چون تمام تمرکزتان روی همسرتان است و وقت زیادی برایش می گذارید احتمال اینکه از وظایف فرزندی تان غافل شوید وجود دارد در نتیجه حواستان به پدر و مادرتان باشد به ویژه مادرتان چون الان یک رقیب جدی پیدا کرده هر چند اگر مادرتان بروز ندهد این نصیحت را از من بشنوید.در ایام عقد به پدر و مادرتان بیشتر محبت کنید.
 
 
15- از همان اول زندگی سعی کنید نمازتان را به جماعت بخوانید.چون کسی که شان امام جماعت پیدا می کند بیشتر مراقب احوالات خود است.ضمنا این خصلت حسنه بعدها موقعی که بینتان شکرآب میشود خیلی به کارتان می آید.شاید همسرتان یک روز ظهر با شما قهر باشد ولی اگر آدم باشید تا مغرب باشما آشتی میکند.بزرگوار باشید.
 
 
16- مراقب حافظه ی همسرتان باشید.مطلقا دروغ نگویید چون دیری نمی پاید که رسوا می شوید.خانم ها حافظه ای به مراتب قوی تر از ابر رایانه دارند در نتیجه هیچ وقت حماقت نکنید که برایش آسمان ریسمان از کارهای نکرده تان ببافید .زبانتان عفیف باشد.
 
 
17- مراقب چشمانتان باشید البته برای رضا و طاعت از خدا و البته بدانید زنها حتی اگر پشت سر شما باشند حواسشان به چشمان شماست.متوجه هستید که چه عرض میکنم؟!چشمتان را پاک نگه دارید تا خدا عطشتان را با همسرتان فرو نشاند.والا آدم چشم چران مثل تشنه ایست که آب دریا می نوشد.
 
 
18- اگر دیدید خانه پدریتان در دوران عقدتان ناآرام و متلاطم است و حرف ها همراه با جار و جنجاله در امور مختلف خیلی تعجب نکنید بگو مگوها و استرس ها و عدم شناخت ها عامل این موضوع است.صبور باشید این موضوع بعضا طبیعی است.
 
 
19- دور خيلي از رفقاي مجردتان را خط بكشيد.
 
 
20- رفت و آمد با خيلي از دوستان متاهل هم آفت دارد چون خانم ها به راحتي آقايون با هم اخت نمي شوند و حاشيه ارتباطاتشان زياد است.
 
 
21- بعد از عقدتان نيازي نيست بلافاصله بنگاه خيريه راه بياندازيد كه دختر ها را به پسرها برسانيد بعدا پشيمان ميشويد .براي اين كارها خيلي عجله نكنيد بگذاريد جوهر عقدنامه تان خشك بشود بعد.
 
 
22- حرف هاي بزرگترها را هم جسارتا خيلي گوش ندهيد چون تا متوجه ميشوند تازه داماد هستيد شروع مي كنند موعظه هاي عجيب غريب كه پسرم به زن رو نده و بذار هميشه خمار محبتت باشه و گربه رو در حجله بكش و ..اين مزخرفات.حتما از كتاب هاي خوب بهره مند شويد.زندگي شوخي نيست!

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: دوشنبه ششم تیر 1390 - 21:36 - موضوع : - توسط : بابک

ابراهیم تاتلیسس با هواپیمای اختصاصی خودش (TC IBO) از مونیخ به استامبول بازگشت. البته پزشکان با مرخص کردن کامل وی مخالفت کرده و وی را مجددا برای اعمال توانبخشی در مرکز توانبخشی دارالصفا در منطقه مالتیپ استانبول نگه داشتند. ابراهیم تا کنون توانسته قسمت چپ بدن خود را تکان بدهد.بعد از ترور ابراهیم در ماه مارس قسمت چپ بدن وی فلج موقت شده بود که اینک بهبود یافته و وی می تواند آن قسمت را تکان دهد. چند بار درخواست مرخصی وی توسط پزشکان متخصص رد شده است.

۷ مظنونی که به ترور وی جلوی استودیوی تلویزیونی بیاز در ماه مارس متهم شده اند، همچنان در بازداشت به سر می برند.

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: دوشنبه ششم تیر 1390 - 21:34 - موضوع : - توسط : بابک

شیعه آنلاین: اخبار رسیده از اردن حاكی از آن است كه نمازگزاران یك مسجد اردنی امام جماعت آن مسجد را بخاطر صدور یك فتوای عجیب مورد ضرب و شتم قرار دادند.

گفته می شود این درگیری فیزیكی دو روز پیش میان نمازگزاران با امام جماعت مسجد "الفتح" در منطقه "عرجان" در حومه امان پایتخت اردن رخ داد.

بر اساس فتوای عجیب این امام جماعت، بوسیدن همسر وضو را باطل می كند.

پس از مورد حمله قرار گرفتن این امام جماعت، تعدادی از نمازگزاران او را از دست حمله كنندگان نجات داده و از مسجد فرار دادند.

در همین حال نمازگزاران حمله كننده اعلام كردند كه روز گذشته با مراجعه به اداره اوقاف و شئونات اسلامی استان امان، از این امام جماعت شكایت كرده و خواستار اخراج وی شده اند.

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: شنبه چهارم تیر 1390 - 21:28 - موضوع : - توسط : بابک

از همین الان شروع کنید، عذاب کشیدن را بگذارید کنار:

 

1 . آنها که تحقیرتان می کنند

ارتباطات در زندگی راهیه برای کمک و همدردی نه این که باعث رنجش و آزردگی باشه. پس وقت تون رو با افراد باهوش و خوش فکر سپری کنین.

 

2 . محیط کاری یا شغلی که برای شما نفرت انگیز است

سر اولین یا دومین زمینه ی شغلی ثابت نشین. به جست و جو ادامه بدین حتما شغلی هست که ثانیه به ثانیه ش براتون لذت بخش باشه. اگه دیدین در کاری هر لحظه با عشق و علاقه سخت کار و کوشش می کنین، دیگه جای مکث نیست. اون وقته که در راه به دست آوردن گنج عظیمی هستین زیرا وقتی با لذت مشغول سعی و تلاش هستین سخت کار کردن دیگه مفهوم سختی نداره.

 

3 . منفی نگری درونی

در مورد گفت و گوهای درونی تون هوشیار باشین. همه ی ما با خودمون صحبت می کنیم اما از این حرف زدن ها و تاثیرش بر روی خودمون آگاه نیستیم. به حرف هایی که در سرتون می گین گوش کنین. وقتی امواج منفی فکری در جریان هستن، قطع شون کنین و امواج مثبت رو جایگزین شون کنین.

 

4 . بی منظور و بیخود حرف زدن

وقت حرف زدن همیشه منظورتون رو بیان کنین. اون وقت، هدف شما همونی هست که شما می گین. سوال بپرسین. مسائلی که براتون از نظر درک کردن دشوار هست با توضیح خواستن قابل درک می شوند.

 

5 .ناهنجاری در فضای کار و زندگی

مواردی که باعث نابسمانی می شن رو از میان بردارین. اون دسته از لوازمی که احتیاجی بهشون ندارین، از تیر راس نگاه تون محو کنین. پیشنهاد می کنم کتاب دیوید آلن را با عنوان “ هر چه را سر جای خود قرار دهید” که در مورد راهنمایی های عملی در محیط های سازمانی است، مطالعه کنید.

 

6 . عادت به تاخیر داشتن

همیشه 30 دقیقه زودتر بیدار شین چون دیگه نیازی نیست مثه دیوونه ها در انجام کاراتون عجله داشته باشین. همین 30 دقیقه باعث جریمه نشدن، تاخیر نداشتن و رفع خیلی دردسرهای غیر ضروری می شه.

 

7 . همرنگ جماعت شدن

اغلب اوقات دیگران فقط ازتون می خوان مثل اونها رفتار کنین و در نتیجه شما فکر میکنین، به محض این که مثل اونها بشین دیگه به دید نمی آین و محلی بهتون نمی ذارن. ولی مثه بقیه رفتار نکنین. همیشه خودتون باشین چون تنها کسی هستید که می تونین خودتون باشین. “همه نقش ها گرفته شدن، نقش خودتون رو بازی کنین”

 

8 . سالم بودن

زندگی یعنی سالم و تندرست بودن. همیشه حواستون به سلامتی تون باشه. از خوراکی های سالم استفاده کنین، ورزش کنین و هر سال یک معاینه کلی از بدن تون بگیرین. “بدن چهار ساعتی” کتابی است مملو از نکات پر محتوا و سرگرم کننده در این مورد که خوندنش خالی از لطف نیست.

 

9 . ترس از تغییر کردن

زندگی یعنی تغییر و تحول. هر روزی با شروع و پایان جدیدش با روزهای دیگه فرق داره. پس این تغییرات رو در آغوش بگیرین و از اونها بهترین ها رو بسازین.

 

10 . بدون تفریح و سرگرمی کار کردن

همیشه از خودتون لذت ببرین و زمان کوتاهی رو صرف تفریح و سرگرمی کنین. وقتی که لبخند می زنین درست زمانیه که کاری رو درست انجام می دین.

بیست رنج مشقت بار در زندگی

 

11 . شخصیت ها و زیبایی های تبلیغاتی که باعث احساس ناخوش بودن در شما می شود

زیبایی ظاهری چشم ها رو به خودش جذب می کنه. ولی اخلاق و شخصیت، قلب ها رو مجذوب خودش می کنه. از اینکه خودتون هستین احساس غرور کنین شما همین جوری خیلی زیباتر هستین.

 

12. کمبود خواب داشتن

یک ذهن خسته و فرسوده به ندرت قابل بازدهی هست.

 

13 . بارها کار خاصی را انجام دادن

شما حاصل تجارب تون در زندگی هستین. تجربه ی بیشتر مساوی ست با زندگی دلچسب تر داشتن.

 

14 . حرص و طمع داشتن

نزارین حرص و طمع راه بهتر شدن رو از شما دور کنه. حرص مثه یه شعله ست که وقتی شما در اوج خوش بختی باشین ممکنه همه چیز رو به آتش بکشه.

 

15 . قرض و بدهی داشتن

همیشه زیر خط رویاهاتون زندگی کنین. وسایلی که نیازی بهشون ندارین نخرین. همیشه به فکر سود بیشتر باشین. حساب و برنامه ای مدون برای ذخیره ی پول هاتون بسازین و به اون پایبند باشین. کتاب “به شما می آموزم که چگونه ثروتمند شوید”

 

16 . رک و رو راست نبودن.

با صداقت و راستی زندگی کردن باعث آرامش خاطر می شه و آرامش خاطر داشتن قابل قیمت گذاری نیست. همیشه رک و رو راست باشین و با کسی که صادق نیست، مدارا نکنین.

 

17 . بی قید و بند بودن.

ارتباط صمیمانه داشتن مثه عهدی نانوشته تو آسمون هاست٬رابطه ای متقابل از اعتماد دو طرف. اگه دو طرف کاملا با هم احساس راحتی و خودمونی نداشته باشن اون وقت این دسته از ارتباط و وابستگی هیچ گونه ارزش جنگیدن و بقا نداره و نخواهد داشت.

 

18 . نا امنی در محیط خانه.

اگه تو خونه تون احساس امنیت نکنین هیچ جای دیگه ای این احساس به شما دست نمی ده. خونه تون رو جایی بسازین که وقتی اسم “خونه” رو میارین از این حرف خودتون احساس غرور و سربلندی کنین.

 

19 . آمادگی نداشتن.

زندگی رو نمی شه پیش بینی کرد. همیشه فاصله ی زیادی بین ترسیدن و آمادگی مقابله با ترس وجود داره. همیشه آماده باشین.

 

20 . تنبلی.

این شما هستین که دست به کار می شین و فرصت ها رو یکی یکی به دست می آرین یا اینکه یکی دیگه از راه می رسه و همه ی این فرصت ها رو جلو چشم خودتون از شما می گیره. شما نمی تونین هیچ تغییر یا پیشرفت خاصی رو به وجود بیارین تا زمانی که به صندلی راحتی تون تکیه دادین و فکر میکنین.

به یاد داشته باشین شما فقط یک بار فرصت زندگی دارین، اما اگه همین یک بار رو درست زندگی کنین براتون کافی هست. این زندگی شماست و تنها کسی که مسؤولش هست شما هستین.

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 - 21:10 - موضوع : - توسط : بابک

در ۱۳۲۸ خورشیدی، ریاضیدان هندی، Kaprekar، فرآیندی را ابداع کرد که به عملیات Kaprekar شهرت یافت.
 در این عملیات، ابتدا عددی ۴ رقمی بایستی انتخاب شود؛ با این شرط که تمام ارقام با یکدیگر یکسان نباشند (مثلا، انتخاب اعدادی مانند ۷۷۷۷ یا ۵۵۵۵ و … نقض شرط است). پس از انتخاب عدد، بایستی ارقام آن عدد را به صورت بزرگترین و کوچکترین عدد مرتب کنیم. مثلا، اگر عدد ۸۴۵۷ را انتخاب کردید، بزرگترین ترتیبش می‌شود: ۸۷۵۴ و کوچکترین ترتیب نیز می‌شود: ۴۵۷۸٫ سرانجام، بایستی این دو عدد را از یکدیگر کم کنیم تا عددی جدید به دست آید و این مرحله را تکرار کنیم.


عملیات ساده‌ای است، اما Kaprekar متوجه موضوعی شگفت‌انگیز شد. اجازه دهید این عملیات را با عدد ۱۳۹۰ امتحان کنیم.

وقتی که به عدد ۶۱۷۴ رسیدیم و اگر بخواهیم عملیات را ادامه دهیم در هر خط دوباره به عدد ۶۱۷۴ می‌رسیم. اجازه دهید این بار با عددی دیگر، مثلا با ۶۵۱۷ این عملیات را بررسی کنیم.

عملیات اندکی طولانی‌تر می‌شود اما باز به همان نتیجه رسیدیم؛ یعنی عدد ۶۱۷۴٫ اگر اعداد دیگر را نیز امتحان کنید همواره به ۶۱۷۴ خواهید رسید؛ این همان اتفاق عجیبی بود که Kaprekar آن را کشف کرد.

این عملیات حداکثر ممکن است ۷ مرحله تکرار شود. بیشتر اعداد ۴ رقمی بدون ارقام تماما یکسان (۲۱۲۴ عدد) سه مرحله‌ای به ۶۱۷۴ می‌رسند، پس از آن ۱۹۸۰ عدد ۷ مرحله‌ای به این نتیجه می‌رسند.

مشابه این نتیجه‌ی منحصر به فرد تنها در اعداد سه رقمی تکرار شده است. بدین صورت که اگر همین عملیات را برای اعداد سه رقمی تکرار کنیم همواره به ۴۹۵ می‌رسیم.


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 - 21:7 - موضوع : - توسط : بابک

 

1.      خود را بی‌خیال نشان دادن

این راهکار معمولاً به یکی از این دو دلیل استفاده می‌شود. اولین دلیل محافظت از نفستان است. درمورد قرارهای ملاقات عاشقانه، همه آدم‌ها به طریقی از طرد و رد شدن می‌ترسند. وقتی تظاهر می‌کنید خیلی درگیر نیستید باعث می‌شود احساس امنیت کنید اما ممکن است از نظر طرف مقابل کناره ‌گیر و بی‌خیال بیایید و همین او را دلسرد می‌کند. ایجاد تعادل بین نشان دادن علاقه و حفظ آرامش بهترین راهکار است. یک دلیل دیگر که باعث می‌شود افراد ملاقات را به بازی بگیرند، به دست آوردن چیزی است که می‌خواهید، چیزی که اگر مستقیم آن را عنوان کنید به دست نمی‌آورید. مثلاً، اینکه به یک نفر بگویید عاشقش هستید تا با شما آشنا شود و بعد دیگر به او حتی یک تلفن هم نزنید. این نوع سرکار گذاشتن کاملاً غیرقابل ‌قبول است و موجب یک رابطه سالم نمی‌شود. اشکالی ندارد که بهترین شکل و شخصیت خودتان را به طرف مقابل نشان دهید و کمی محتاط باشید اما باید جرات داشته باشید و خود واقعیتان را به طرف مقابل نشان دهید.

 

2.      حرف زدن زیاد از حد از روابط قبلی

بااینکه این قبیل اطلاعات در یک نقطه از رابطه بالاخره ردوبدل می‌شوند اما نباید در اولین مراحل رابطه با جزئیات کامل درمورد آنها بحث شود. شما می‌خواهید طرف مقابلتان را بیشتر بشناسید و این برای هر دوی شما یک شانس برای شروع دوباره است. به دنبال کشیدن خاطرات گذشته و وارد کردن آن به رابطه جدیدتان اصلاً کار درستی نیست. اگر خاطراتی از روابط گذشته دارید، بهتر است قبل از انیکه یک رابطه جدید را شروع کنید، نزد مشاور بروید و مشکلتان را حل کنید، حداقل تاحدی که به واکنش‌ها و قضاوت‌های شما در رابطه جدید تاثیر منفی نگذارد.

 

3.      خیال‌پردازی کردن درمورد آینده

مردها معمولاً استاد به بازی گرفتن قرار اول هستند اما خانم‌ها درمقابل استاد خیال‌پردازی کردن هستند. اگر می‌بینید که هنوز از قرار سومتان نگذشته فرد را در فکرتان برای ازدواج بررسی می‌کنید، بهتر است به خودتان یادآور شوید که خیلی تند نروید. در 3 تا 6 ماه اول رابطه، شما با اکسی‌توسین رابطه را می‌گذرانید، همان ماده‌‌ای که در شکلات وجود دارد. این ماده حس شادی و خوشحالی ایجاد می‌کند که در کنار عاشق شدن می‌آید. مغز شما را این ماده فرح‌ بخش دزدیده و توانایی شما را برای خوب فکر کردن گرفته است. تازمانیکه نتوانسته‌اید یک نفر را خوب بشناسید و در موقعیت‌های مختلف واکنش‌ها و رفتارهای او را مشاهده کنید، به نفعتان است که تصمیم جدی درمورد او نگیرید. به آن تصوری که از آن فرد در خودتان ساخته‌اید بسنده نکنید. این باعث می‌شود انتظارات غیر واقعبینانه در خود شکل بدهید که موجب ناکامی و ناامیدی‌های آتی می‌شود.

 

4.      درگیر شدن به جزئیات

این یکی از متداول‌ترین اشتباهات آنهایی است که همیشه نگران هستند. نگرانی می‌تواند یک عادت عمومی باشد اما اینجا منظور نگرانی درمورد رابطه است: نگرانی از اینکه طرفتان چه گفت، نگرانی از اینکه منظورش چه بود، نگرانی از اینکه شما چه واکنشی به آن داشتید، نگرانی از اینکه اگر رابطه ‌تان خوب پیش نرود، نگرانی از اینکه اگر خوب پیش برود چه، اینکه والدینتان چه واکنشی خواهند داشت و ....اضطراب اعصابتان را خرد خواهد کرد و باعث می‌شود آنطور که باید جذب طرف مقابل نشوید.  سعی کنید اعتماد به ‌نفس داشته و مطمئن باشید که اگر قرار باشد آن رابطه خوب پیش برود، می‌رود.

 

5.      نادیده گرفتن علامت‌های هشدار

اگر طرف ‌مقابل جایی که قرار داشتید جاضر نشد این یک علامت هشدار است. اگر اجازه نداد که به خانه‌اش زنگ بزنید، یک علامت هشدار دیگر است. علامت‌های هشدار زیادی وجود دارد که ممکن است وسوسه شوید نادیده‌شان بگیرید، مخصوصاً اگر دوست داشته باشید که آن رابطه را پیش ببرید. بااینکه نباید بدون شواهد و مدارک کافی زود با اولین مشکل قضاوت کنید، اما اگر این رفتارها تکرار شود دیگر قابل توجیه نیستند. زود با این مشکلات برخورد کنید و وقتتان را هدر ندهید.

 

6.      استنطاق کردن

"دوست داری چند تا بچه داشته باشی" اصلاً جمله خوبی برای شروع نیست. می‌خواهید علاقه‌تان را با پرسیدن درمورد چیزهایی که دوست دارد و ندارد نشان دهید اما نباید کسی را برای گرفتن اطلاعات تحت فشار بگذارید. اجازه دهید با جلو رفتن زمان بیشتر درمورد آن فرد اطلاعات کسب کنید. اینجا نیاز به صبر و  خویشتن‌ داری است.

 

7.      خودداری از صمیمیت

در قدیم خانم‌ها از ترس تعهد زود صمیمی می‌شدند اما جامعه امروز الزامات و انتظارات زیادتری دارد که باعث می‌شود تصمیمگیری درمورد اینکه کسی به دردمان می‌خورد یا نه سخت شود. نمی‌توانیم یکجا بند شویم و مدام دنبال فرد بهتر هستیم. ترس از آسیب دیدن، خیانت دیدن یا طرد شدن هم به همان میزان بالا می‌رود به همین دلیل تا رابطه کمی روی غلطک می‌افتد سریع صحنه را ترک می‌کنیم. اگر ترس از تعهد یک مانع است، بهتر است کمی روی عاداتتان کار کنید تا روابطتان.

 

8.      عجله برای شروع کردن، عجله برای تمام کردن

در عشق بی‌پروا هستید؟ آیا برای اینکه فقط بفهمید آب سرد است در عمق دریا شیرجه می‌زنید؟ پس این اشتباه مال شماست. اینکه خیلی زود خودتان را درگیر کنید یک علامت هشدار بزرگ است. اگر این عادت را دارید، پس باید قدم ‌هایتان را بشمارید و باملاحظه‌تر رفتار کنید. اگر هم معمولاً عاشق کسانی می‌شوید که این اخلاق را دارند، این شما هستید که باید سرعت رابطه را کمی کمتر کنید یا اینکه اصلاً آن رابطه را دنبال نکنید.

 

9.      صادق نبودن درمورد نیازها

اینکه تظاهر کنید همه چیز عالی است فقط برای مدتی اثر دارد. جرات داشتن یک مهارت خیلی عالی برای آنهایی است که برای یک رابطه بزرگانه آماده‌اند. تازمانیکه نتوانید نیازهایتان را مستقیماً مطرح کنید، رابطه‌ بچگانه‌ای را دنبال می‌کنید. جرات داشتن و رک و راست بودن به این معنی نیست که در رابطه رئیس‌بازی دربیاورید یا زیاده‌خواهی کنید. فقط باید بتوانید نیازهایتان را مستقیم و بی‌خجالت مطرح کنید تا بتوانید رابطه موفقی داشته باشید.

 

10.  ازخود گذشتگی زیاد برای رابطه

اگر احساس می‌کنید که بیشتر از آنچه که برای جلب توجه کسی مایه می‌گذارید، در این رابطه خرج می‌کنید، پس باید بدانید که این از خود گذشتگی‌ها بیش از اندازه است. معمولاً آدم‌ها وقتی اعتمادبه‌نفسشان پایین باشد این رفتار را دارند. باید اینقدر برای خودتان ارزش بگذارید که نیازهای خودتان را هم درست مثل نیازهای طرف‌مقابل محترم بشمارید. این یعنی داشتن یک رابطه متعادل. یک رابطه موفق همیشه باید دوطرفه باشد و دو طرف به همان اندازه که دریافت می‌کنند باید مایه بگذارند.

اگر فکر می‌کنید در رابطه‌ای هستید که مزایای زیادی دارد اما نقاط ضعفی هم دارد که باید اصلاح شود، بهتر است به دنبال راه‌های موثر برای حل این مشکلات و تضادها باشید. مشاوره راه خوبی برای کنترل و هدایت مشکلات روابطتان است.


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 - 20:57 - موضوع : - توسط : بابک

زن خودش را خوشگل میکند چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافته تر از عقل اوست. دوریس ري


هر زنی از سر هر مردی زیاد است. ژان پل سارتر 
مردها جنگ را دوست دارند چون بخاطر جنگ ظاهری جدی پیدا میکنند و این تنها چیزیست که نمیگذارد زنها بهشان بخندند. جان رابرت فاولز

 

خداوند مردان را نیرومندتر آفریده است'اما نه لزوما باهوشتر.او به زنان فراست و زنانگی داده است و اگر این دو با هم خوب بکار روند میتواند مغز هر مردی را که تا بحال دیده ام مختل کند. فرا فاوست
زنان از مردان عاقلترند.چون که کمتر میدانند و بیشتر میفهمند. جیمز تربر
مردها همه مانند هم هستند فقط چهره هایشان با هم فرق دارد تا بتوان آنها را از هم تشخیص داد 
یک مرد عبارت است از کلیه ادا و اطوارهای گذشته و امروزش. الکسی کارلایل



هيچ فكر كردي چرا خدا مرد را قبل از زن خلق كرد ؟ خب معلومه  قبل از خلق هر شاهكاري يك چركنويس هم لازمه 

اگر زنان در مورد شخصیت مردان کمی نکته سنج باشند'هیچگاه تن به ازدواج نخواهند داد
. جورج برنارد شاو 
بنی اسراییل 40 سال در بیابان سرگردان بودند.مردها حتی در آن زمان هم مسیر را نمی پرسیدند. ناشناس 

عوض کردن شوهر فقط عوض کردن مشکل است. کاتلین نوریس
مرد نثر آفرینش است و زن شعر آن. ناپلئون
بسیاری از مردان باهوش زن کودنی دارند'اما به ندرت زن باهوشی پیدا میشود که شوهر کودنی داشته باشد.اریکا یونگ 

هر زنی برای شناخت مردان کافیست یکی از آنها را خوب بشناسد.ولی یک مرد حتی اگر با تمام زنها آشنا باشد یکی از آنها را هم خوب نمی شناسد. هلن رولند 

همه ی مردها بد نیستند.بدتر و بدترین هم دارند. ناشناس 

خدا مرد را آفرید ولی اگر من بودم بهترش را می آفریدم. ارنا بمبک 


در طول تاریخ نمی توانید مردی را بیابید که اسیر زن نشده باشد.
 ضرب المثل هندی 

مامانم به من گفت:تنها دلیل وجود مردها برای چمن زنی و پنچر گیری اتومبیل است.تیم آلن 

افکار مردان اوج میگیرد و بالا میرود'همسطح زنانی که با آنها معاشرت میکنند.الکساندر دوما 

بهترین مردان بزرگ همواره بدترین شوهرانند. کریستوفر مارلو 


چرا مردان زنان باهوش را دوست دارند؟
بخاطر اینکه دو قطب غیر همنام همدیگر را می ربایند. کتی لت 

مردی بزرگ است که معایبش قابل شمارش باشد.ضرب المثل آمریکايی 


شما مردها را چه میشود؟دیدن یک موی بولوند شما را 3 پله از نردبان تکامل پایین می آورد. ناشناس

اگر میخواهی فقط حرف کاری زده شود از مرد بخواه و اگر میخواهی آن کار انجام شود از زن بخواه. مارگارت تاچر 

اگر در دنیا یک زن بد باشد همه ی مردها تصور می کنند زن آنهاست. ضرب المثل روسی 


مردها بچه هایی ریشو هستند. توفیق 

تنها یکی از 1000 مرد رهبر مردان دیگر می شود .999نفر دیگر دنباله رو زنهایشان هستند. گروچو مارکس 


مردها خود را در رانندگی بسیار برتر از زنان می دانند در حالیکه آقایان 87% تصادفات رانندگی را مرتکب می شوند و شرکتهای بیمه از این که به زنها خسارت نمی پردازند سود بسیاری می برند.ناشناس 

او(مرد)مانند خروسی بود که تصور میکرد خورشید به این دلیل طلوع میکند که قوقو لی قوقوی او را بشنود. جورج الیوت 
مردان از دو نوع خارج نیستند;یا روی سرشان خالیست یا توی سرشان.توفیق 
من خواهان سه چیز در یک مرد هستم:ملاحت – شجاعت – وبلاهت. دوروتی پارکر 

عاقلترین مردان دچار اشتباه شده اند و زنان آنها را فریفته اند ولی همچنان ادعا میکنند که زن عاقل نیست. جان میلتون 

مردها مثل نوزاد هستند..... توی اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته میشید. ناشناس 
مردها مثل ماشین چمن زنی هستند..... به سختی روشن میشن و راه میفتن , موقع کار کردن حسابی سروصدا راه می اندازند و نیمی از اوقات هم اصلا کار نمی کنند.ناشناس

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 - 14:14 - موضوع : - توسط : بابک

مطالبی که می خونید مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده 
در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستان هست

 

 



1
 
مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟ 
مشتری : یک کامپیوتر سفید... 

مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم 
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟ 
مشتری : آره، ولی اون واقعاً گیر کرده 
مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم... 
مشتری : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درایو ... هنوز روی میزمه .. ببخشید ... 

مرکز : روی آیکن

My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن. 
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟ 

4 
مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟ 
مشتری : سلام ... من نمی تونم پرینت کنم. 
مرکز : میشه لطفاً روی 
Start کلیک کنید و ... 
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی! 

5 
مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه... 


مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم... 
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟ 
مشتری : نه. 

7 
مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟ 
مشتری : یه خرس 
Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خریده. 


مرکز : و الآن 
F8 رو بزنین. 
مشتری : کار نمی کنه. 
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟ 
مشتری : من کلید 
F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته... 


مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه. 
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟ 
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم. 
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید. 
مشتری : باشه. 
مرکز : کیبورد با شما اومد؟ 
مشتری : بله 
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟ 
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه ... اون یکی کار می کنه! 

10 مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک 
a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست. 
مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟ 

11 
یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه... 
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟ 
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد. 
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟ 
مشتری : پنج تا ستاره. 

12 
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟ 
مشتری : 
Netscape 
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست. 
مشتری : اوه، ببخشید... 
Internet Explorer 

13 
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک 
Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه! 

14
 
مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟ 
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟ 
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟ 
مشتری : من داشتم توی 
Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟ 

15 
مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟ 
مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم. 
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟ 
مشتری : خوب، من حرف 
a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 - 13:54 - موضوع : - توسط : بابک

1- تا حد امکان همیشه از سبزی و میوه تازه استفاده کنید. در صورتی که هر روز به سبزی تازه دسترسی ندارید از سیر و پیاز کمک بگیرید.

2- بهتر است حداقل یکی از میوه هایی را که در طول روز استفاده می کنید از منابع ویتامین ث باشد.

3- سبزی ها را تا حد امکان به صورت خام استفاده کنید.

4- بهتر است میوه ها را به صورت تازه استفاده کنید.

5- تا می توانید میوه هر فصل را در فصل مربوط به خودش استفاده کنید. مشاهده یک میوه در فصل دیگر، نشانه آن است که میوه از فصول قبل در انبار نگهداری شده است.

6- سعی کنید تا زمانی که کاملاً گرسنه نشده اید غذا نخورید. قبل از سیری کامل و پر شدن بیش از حد معده، دست از غذا خوردن بکشید.

7- وسط غذا آب یا سایر مایعات (نوشابه ها و...) استفاده نکنید.

8- در خوردن گوشت قرمز افراط نکنید.

9- لازم نیست حتماً هر روز گوشت بخورید. بلکه می توانید از انواع حبوبات، پنیر و تخم مرغ هم استفاده کنید.

10- برای بهره مندی بهتر از پروتئین های گیاهی، می توانید از مخلوط آنها با غلات یا مواد نشاسته ای استفاده کنید. مثل عدس پلو، لوبیا پلو، خوراک لوبیا چیتی با کمی سیب زمینی و...

11- بهتر است به جای استفاده مکرر از گوشت قرمز و مرغ و... از ماهی استفاده کنید.

12- به مصرف لبنیات هم توجه کنید و از مصرف شیر، ماست، دوغ و کشک غافل نشوید.

13- از چاقی یا لاغری افراطی بپرهیزید.

14- تنوع و تعادل را در مصرف مواد غذایی رعایت کرده و از مصرف افراطی یک گروه خاص از مواد غذایی خودداری کنید.

15- بهتر است به جای مصرف تنقلاتی که فقط حاوی روغن، شکر یا نمک و مواد نشاسته ای است از مواد سالم و مغذی مانند انواع آجیل یا میوه های خشک شده استفاده کنید.

16- در مصرف غذاهای آماده یا طبخ شده خارج از منزل افراط نکنید.

17- پیش و پس از غذا خوردن، حتماً دست های خود را تمیز بشویید و آنها را کاملاً خشک کنید.

18- از تماشا کردن تلویزیون در زمان صرف غذا تا حدامکان خودداری کنید.

19- غذا را در محیطی آرام و با اعصاب راحت میل کنید.

20- غذا را خوب بجوید و از خوردن غذا با عجله و بلعیدن لقمه های بزرگ و درست جویده نشده خودداری کنید.

21- دست و صورت خود را با حوله ای دیگران خشک نکنید.

22- به مواد موجود در غذایی که می خورید توجه داشته باشید و این که آیا غذایی که می خورید دارای مواد مغذی هست یا فقط به وسیله انواع سس و روغن و ادویه خوش خوراک شده است.

23- قبل از صرف غذا و بعد از آن با یاد و سپاس خداوند متعادل، آرامش بیشتری به خود و سایر اعضای خانواده بدهید.

24- از صحبت کردن وسط غذا خودداری کنید.

25- از پرخوری در هر وعده بپرهیزید و از صحبت کردن و راه رفتن هنگام غذا خوردن و بحث و مشاجره با دیگران خودداری کنید.

26- از خوردن غذاهای خیلی سرد یا خیلی داغ پرهیز کنید.

27- از فعالیت شدید جسمی و فکری، قبل و بعد از غذا خوردن خودداری کنید.

28- از خوابیدن روی شکم، بعد از غذا، خودداری کنید.

29- بهتر است تا یک ساعت قبل و بعد از غذا، چای یا قهوه میل نکنید.

30- بعد از تمام شدن غذا، در حالی که غذا هنوز در معده است، غذای دیگری نخورید. زیرا این کار موجب بروز بی نظمی در باز و بسته شدن دریچه های معده و ترشح شیره های گوارشی شده و غذای شما خوب هضم نمی شود.

31- بلافاصله خوابیدن پس از غذا توصیه نمی شود.

32- مصرف نوشابه های گازدار و خشک، موجب به تا خیر انداختن حرکات و ترشحات معده می شود.

33- برای دفع مدفوع اصلاً تا خیر نکنید.

34- با مصرف انواع میوه و سبزی و آلو و انجیر و... از یبوست جلوگیری کنید.

35- اسیدهای مفید موجود در ماست برای سیستم گوارشی بسیار مفید است. بنابراین هرروز ماست میل کنید.

36- در صورتی که ممانعت پزشکی ندارید، از نمک یددار استفاده کنید.

37- سیگار کشیدن را قطع یا بسیار محدود کنید.

38- بهداشت و دهان و دندان ها را رعایت کنید تا میکروب های رشد کرده در محیط دهان را همراه غذا قورت ندهید.

39- از پر کردن قاشق خودداری کنید.

40- در هر وعده به اندازه لازم غذا درست کنید.

41- از مصرف غذاهای سنگین به ویژه در وعده شام خودداری کنید.

42- از صرف صبحانه کامل و مفید غافل نشوید.

43-از آدامس جویدن دایمی خودداری کنید


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 - 12:50 - موضوع : - توسط : بابک

درس اول: 
يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند… يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه… جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم… منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!… من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»… پوووف! منشي ناپديد ميشه… بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!… من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه… بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه… مدير ميگه: «من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن»! 

نتيجهء اخلاقي : اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!



درس دوم: 
يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش… راهبه سوار ميشه و راه ميفتن… چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه… راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار… کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه… چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده… راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!… کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه… بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي»! 

نتيجهء اخلاقي : اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!



درس سوم: 
بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد… همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد… زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه… همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود… تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!… بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره… زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت… پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود… پيتر گفت: خوبه… چيزي در مورد ۱۰۰۰ دلاري که به من بدهکار بود گفت؟! 

نتيجهء اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد!



درس چهارم: 
من خيلي خوشحال بودم… من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم… والدينم خيلي کمکم کردند… دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود… فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود… اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم… يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي… سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو …………….! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم… اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم… وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم… يهو با چهرهء نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي… ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم… ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم… به خانوادهء ما خوش اومدي! 

نتيجهء اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذارید



درس پنجم: 
يه شب خانم خونه اصلا" به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن! 
يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه. ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! ۵ تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست!! 

نتيجهء اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند!



درس ششم: 
چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن. بعد از يه مدت يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون… 
اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد. 
دومي: جالبه. پسر من هم مايهء افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دورهء خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميمي ترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد. 
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده. اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ۳۰۰۰ متري بهش هديه داد. 
هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم. راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟ 
چهارمي گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه. سه تاي ديگه گفتند: اوه! مايهء خجالته! چه افتضاحي! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقا" همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ۳۰۰۰ متري هديه گرفت! 

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا" در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن!



درس هفتم: 
توي اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتي همهء آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن. مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمهء اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت. بقيهء آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن… 
مرد: الو؟ 
صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي كلوپ هستي؟ 
مرد: آره. 
زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم. اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره. اشكالي نداره اگه بخرمش؟ 
مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره. 
زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد ۲۰11 رو ديدم. يكيشون خيلي قشنگ بود. قيمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود. 
مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي كن ماشين رو با تمام امكانات جانبي بخري. 
زن: عاليه. اوه… يه چيز ديگه… اون خونه اي رو كه قبلا" ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره. 
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بيشتر ندي. 
زن: خيلي خوبه. بعدا" مي بينمت عزيزم. خداحافظ. 
مرد: خداحافظ. 
بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسي نميدونه كه اين موبايل مال كيه؟! 

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذارين!



درس هشتم: 
يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينكه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم. 
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: اوه! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد! 
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب… اين خيلي رمانتيكه. ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد. بنابراين خيلي متاسفم عزيزم… آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه! 
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه. و بايد برآورده بشه. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد! 

نتيجهء اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند!



درس نهم: 
يه مرد ۸۰ ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده: 
هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟ 
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب… بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين! 
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده! 
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا" منظور منم همين بود! 

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجهء كار خودته ادعا نداشته نباش

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: جمعه ششم خرداد 1390 - 21:55 - موضوع : - توسط : بابک

 مورچه ای در پي جمع کردن دانه هاي جو از راهي مي گذشت و نزديک کندوي عسل رسيد. از بوي عسل دهانش آب افتاد ولي کندو بر بالاي سنگي قرار داشت و هر چه سعي کرد از ديواره سنگي بالا رود و به کندو برسد نشد. دست و پايش ليز مي خورد و مي افتاد...

هوس عسل او را به صدا درآورد و فرياد زد: اي مردم، من عسل مي خواهم، اگر يک جوانمرد پيدا شود و مرا به کندوي عسل برساند يک «جو» به او پاداش مي دهم.

 

يک مورچه بالدار در هوا پرواز مي کرد. صداي مورچه را شنيد و به او گفت: مبادا بروي ها... کندو خيلي خطر دارد!

مورچه گفت: بي خيالش باش، من مي دانم که چه بايد کرد...!

بالدار گفت:آنجا نيش زنبور است.

مورچه گفت:من از زنبور نمي ترسم، من عسل مي خواهم.

بالدار گفت:عسل چسبناک است، دست و پايت گير مي کند.

مورچه گفت:اگر دست و پاگير مي کرد هيچ کس عسل نمي خورد!!!

بالدار گفت:خودت مي داني، ولي بيا و از من بشنو و از اين هوس دست بردار، من بالدارم، سالدارم و تجربه دارم، به کندو رفتن برايت گران تمام مي شود و ممکن است خودت را به دردسر بيندازي...

مورچه گفت:اگر مي تواني مزدت را بگير و مرا برسان، اگر هم نمي تواني جوش زيادي نزن. من بزرگتر لازم ندارم و از کسي که نصيحت مي کند خوشم نمي آيد!

بالدار گفت:ممکن است کسي پيدا شود و ترا برساند ولي من صلاح نمي دانم و در کاري که عاقبتش خوب نيست کمک نمي کنم.

مورچه گفت: پس بيهوده خودت را خسته نکن. من امروز به هر قيمتي شده به کندو خواهم رفت.

بالدار رفت و مورچه دوباره داد کشيد: يک جوانمرد مي خواهم که مرا به کندو برساند و يک جو پاداش بگيرد.

مگسي سر رسيد و گفت: بيچاره مورچه! عسل مي خواهي و حق داري، من تو را به آرزويت مي رسانم...

مورچه گفت: آفرین، خدا عمرت بدهد. تو را مي گويند حيوان خيرخواه!!!

مگس مورچه را از زمين بلند کرد و او را دم کندو گذاشت و رفت...

مورچه خيلي خوشحال شد و گفت: به به، چه سعادتي، چه کندويي، چه بويي، چه عسلي، چه مزه يي، خوشبختي از اين بالاتر نمي شود، چقدر مورچه ها بدبختند که جو و گندم جمع مي کنند و هيچ وقت به کندوي عسل نمي آيند...!

مورچه قدري از اينجا و آنجا عسل را چشيد و هي پيش رفت تا رسيد به ميان حوضچه عسل، و يک وقت ديد که دست و پايش به عسل چسبيده و ديگر نمي تواند از جايش حرکت کند...
مور را چون با عسل افتاد کار           دست و پايش در عسل شد استوار

از تپيدن سست شد پيوند او              دست و پا زد، سخت تر شد بند او

هرچه براي نجات خود کوشش کرد نتيجه نداشت. آن وقت فرياد زد: عجب گيري افتادم، بدبختي از اين بدتر نمي شود، اي مردم، مرا نجات بدهيد. اگر يک جوانمرد پيدا شود و مرا از اين کندو بيرون ببرد دو جو به او پاداش مي دهم !!!
گر جوي دادم دو جو اکنون دهم            تا از اين درماندگي بيرون جهم
مورچه بالدار از سفر برمي گشت، دلش به حال او سوخت و او را نجات داد و گفت: نمي خواهم تو را سرزنش کنم اما هوسهاي زيادي مايه گرفتاري است...

اين بار بختت بلند بود که من سر رسيدم ولي بعد از اين مواظب باش پيش از گرفتاري نصيحت گوش کني و از مگس کمک نگيري. مگس همدرد مورچه نيست و نمي تواند دوست خيرخواه او باشد...

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: جمعه ششم خرداد 1390 - 21:34 - موضوع : - توسط : بابک

در اغلب اوقات ما بر اثر امیال درونی خود کارهایی را انجام میدهیم تا دیگران را تحت تاثیر خودمان قراردهیم. این تمایل اغلب خود را در استفاده از نام های تجاری معروف ، رفتن به کافی شاپ ها و رستوران های معروف ، خرید خانه و اتومبیل و انتخاب شغل خود را منعکس می نماید.

اما شناخته شدن با نام های تجاری، خانه ها و ماشین ها واقعا می توانند تاثیرگذار باشند؟
حتما به افرادی برخورد کرده اید که با توجه به نخبه بودن در یک شغل و حرفه از  موقعیت خود راضی نیستند و آن را دوست ندارند؟
بعضی از این چیزها ممکن است توجه ما را برای یک یا دو دقیقه ایی به خودشون اختصاص بدهند ، اما برای مدت طولانی نه. چرا؟
از آنجا که تاثیرگذاری اموال ملموس به اندازه ویژگی های ناملموس نیست.

به سوالات زیر توجه کنید:
او همیشه یک ماشین پورشه سوار است،آیا واقعا از پس هزینه های آن برمیآید؟
او صاحب یک خانه بزرگ است، آیا او یک زندگی خانوادگی دوست داشتنی دارد؟
او پول بسیار زیادی می سازد، آیا شما نشانی از لذت بردن از زندگی خود را در او می بینید؟

در پاسخ به این سوال ها هرکس عقیده خودش را دارد ، اما هرگاه پاسخ شما به این سوالها “نه” باشد، دیگر آن چیزهایی که در ابتدا برای شما جذاب بود  مهم نبوده و خیلی شما را تحت تاثیر قرارنمی دهد.

حالا یک لحظه فردی را تصور کنید که عاشقانه زندگی می کند ، لبخند می زند و شور و شعف و زندگی کردنش در هر نفس پیداست.
آیا او شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ آیا مهم است که میلیونر است یا نه؟

در اینجا ۲۸ روش تحت تاثیر قراردادن دیگران را خواهید آموخت.اگر به این راهنمایی ها توجه کنید و آنها را در زندگی روزمره خود استفاده کنید نه تنها به شما کمک می کند تا دیگران را تحت تاثیر خودتان قراردهید بلکه شما را فرد بهتری خواهند کرد.

 

۱- اصیل باشید. با خودتان باشید:
یکبار جودی گارلند [+] گفت: ” همیشه یک نسخه دست اول از خودتان باشید تا یک نسخه دست دوم از دیگری.” با این جمله می توان عمری را زندگی کرد. شما در زندگی نمی توانید پا در کفش دیگری کنید ، شما فقط اختیار کفش های خودتان را دارید و می توانید آنها را تغییر دهید. اگر نتوانید خودتان باشید ، نمی توانید زندگی کنید؛ در آنصورت فقط هستید، زنده اید.از خود بپرسید: اگر شما خودتانی را که اکنون هستید دوست ندارید، پس چرا باید دیگری شما را دوست داشته باشد؟؟؟

۲-از مردم مراقبت و به آنها توجه کنید:
اگر شما واقعا به مردم اهمیت نمی دهید و توجهی به آنها ندارید، پس چطور انتظار دارید آنها به شما توجه کنند؟ هرچه شما به دیگران کمک کنید آنها نیز به کمک شما خواهند آمد.عشق و محبت سبب عشق و محبت است. و حرف های دیگه ایی که کم و بیش حتما شنیده اید.

۳-احساس خوب به دیگران هدیه کنید:
مردم به ندرت به یاد می آورند که شما برای آنها چه کاری انجام داده اید، اما همیشه به یاد دارند که چه احساسی را در آنها ایجاد کرده اید.

۴-صادق باشید و مسئول کارهای خود:
هیچ کس – تکرار می کنم – هیچ کس دروغگو را دوست ندارد.در دراز مدت به هر حال حقیقت همیشه خود را نشان می دهد. در نهایت اعمال شما از شماست و به سوی خودتان بازخواهد گشت.

۵-لبخند بزنید:
هرکسی دیدن یک لبخند واقعی را دوست دارد.تصور کنید که یک فرد کاملا غریبه به چشمان شما نگاه می کند و به شما لبخند می زند.ناگهان او دیگر یک غریبه به نظر نمی رسد، اینطور نیست؟

۶-احترام به بزرگان.احترام به کودکان. احترام به همه:
هیچ مرزی و یا دسته بندی وجود ندارد که تعریف کند افراد خاصی فقط شایستگی مورد احترام قرارگرفتن را دارند.هر فرد کهن سالی شایسته همان سطح احترامی است که شما به پدر بزرگ و مادربزرگ خود می گذارید و همین طور هر کودکی در همان سطح که شما در برابر برادر کوچک خود صبوری می کنید. مردم مهربانی شما را می فهمند دوست عزیز.

۷-مردم را با نام هایشان صدا بزنید:
همه مردم عاشق شنیدن و دیدن نام خود هستند(این را بارها در افرادی که مورد مصاحبه های تلویزیونی و رادیویی قرارگرفته اند حتما دیده اید) ، برای همین حتما سعی کنید نامشان را به خاطر بسپرید و بصورتی کاملا مؤدبانه در ارتباطات نوشتاری و شفاهی خود با آنها آن را لحاظ کنید.

۸-گفتن “لطفا…” و “متشکرم.” در صحبت هایتان:
این دو عبارت خیلی ساده که کلماتی برای یک درخواست هستند لحنی دوستانه را به جریان یک مکالمه وارد می کند.استفاده از این دو کلمه تفاوت مشهودی را برای شنونده در فهم یک صدای خشک و بی احساس با یک صدای صادقانه ایجاد خواهد کرد.

۹-در کارهای خود برتر و موفق باشید:
چیزی که مرا در مشاهده گیتاریست های بزرگ،نویسندگان،وبلاگ نویسان، نقاشان، سخنرانان موفقیت،کارآفرینان اینترنتی ، مهندسان کامپیوتر، مادران،پدران و ورزشکاران تحت تاثیر قرارداده است تنها یک چیز است که در همه آنها مشترک است: 
آنها در کارهایی که انجام می دهند موفق می شوند. 
اگر شما نخواهید که کاری را درست انجام بدهید من هم هیچ نکته ایی ندارم که به شما بگویم.در محل کار خود برتری پیدا کنید،در سرگرمی ها و تفریحات خود نیز موفق شوید. برای خودتان شهرت و اعتبار ایجاد کنید. به اینکه فردی هستید که هر روز پیشرفت کرده و متعالی می شود شناخته شوید.

۱۰-اگر می توانید به دیگران کمک کنید:
در زندگی شما آنچه را که قبلا داده و بخشیده اید دریافت می کنید.وقتی شما در زندگی دیگری تاثیری مثبت و مفید داشته باشید، حتما شخص دیگری در زندگیتان تاثیر مثبتی بجای خواهد گذاشت. حتی اگر تاثیر مثبت شما در زندگی دیگری به اندازه ایجاد اندکی شادی و یا کاستن از رنج هایش باشد.
ارزش هر کس به اندازه کمک های غیرمنتظره ایی است که برای دیگران انجام داده و یا شرایط آن کمک ها را فراهم نموده است.

۱۱-در هرکاری که انجام می دهید یک امضای شخصی بجا بگذارید:
به این فکر کنید که در محل کارتان یک برند باشید، همه شما را برای کارهای خاصتان بشناسند. اگر آدم شوخ و جوکی هستید سعی کنید کمی از آن را به محیط اطراف خودتان پراکنده کنید، اگر ذوق هنری دارید در چیدمان و تزئین های محیط اثری بگذارید. خلاصه که در هرکاری که انجام می دهید بگذارید یک امضا و اثری از وجود شما باقی بماند.

۱۲-بیش از قول هایتان عمل کنید:
برخی افراد عادت دارند انواع وعده ها و قول ها را بدهند و در آخر هم به سختی از عهده آن برآیند. وعده هایشان را در حد کمال می دهند اما در ارائه و اجرا متوسط هستند. برای افزایش و تقویت ارزش خودتان از چشم دیگران دقیقا برعکس این را انجام دهید.کمی کمتر از قابلیت های خود را عرضه کنید تا همیشه قادر به ارائه بیش از تعهدتان باشید.این باعث می شود تا افراد دیگر درباره شما بعنوان کسی که همیشه بیشتر و فراتر از وظیفه و تعهد خود عمل می کنید صحبت کنند و به این خصوصیت شهرت پیدا کنید.

۱۳-سازمان یافته باشید:
اگر سازمان یافته عمل نکنید چطور می توانید کاری را به پایان برسانید؟ تلاش کنید در فضای زندگی و محیط کارتان سازماندهی عمل کردن را بصورت یک عادت همیشگی درآورید.

۱۴-جستجوگر باشید و سوال های روشنی بپرسید:
مثل آدم احمقی نباشید که همیشه یه گوشه از اتاق نشسته و اصلا نمی داند در دنیای اطرافش چه خبر هست.با جستجو و پژوهش خودتان را از زمان جلوتر ببرید و پیشتاز باشید و اگر هم نشانه ایی از آنچه که می خواهید به دست نمی آورید با پرسیدن سوال آن را جستجو کنید، حتما کسانی راخواهید یافت که به شما در خصوص سوال هایتان پاسخی مناسب بدهند. مردم همیشه به افرادی که توانایی درک مطالب را دارند و آنها را در این خصوص کمک می کنند احترام می گذارند.

۱۵-دانش و اطلاعات را به اشتراک بگذارید:
وقتی می توانید اینکار را انجام دهید که شما یک منبع برای اطرافیان خود باشید.اگر به اطلاعاتی باارزش و اساسی دسترسی دارید آنها را فقط برای خود ذخیره و انبار نکنید. آنها را آشکارا با دیگران قسمت کنید.در دنیای امروز هم به همین دلیل است که این همه اشتراک گذاری اطلاعات و دانش اهمیت یافته است، شما اگر همه اطلاعات و دانش دنیا را داشته باشید ولی آنها را انبار کنید و کسی به آن دسترسی نداشته باشد بعد از مدتی بی ارزش خواهد بود زیرا دیگرانی هستند که اطلاعات و دانش خود را با جهان تقسیم کنند. پس دست بکار شوید تا دانش شما نگندیده است.

۱۶-مثبت باشید و بر درستکاری متمرکز شوید:
هرچیزی که در زندگی اتفاق می افتد نه خوب است نه بد.این فقط به دید شما بستگی دارد و هرگز مهم نیست که چطور به پایان می رسد،همیشه به صورتی که باید پایان یابد خواهد رسید.در هر حالت شما یا موفق هستید یا اینکه چیزی یادگرفته اید.پس مثبت باشید و برای نتایج خوب و شیرین قدرانی کنید و از بقیه اش چیزی یاد بگیرید.مثبت بودن شما فرسودگی را از افراد و محیط اطراف شما خواهد زدود.

۱۷-به کسی که حرفی برای گفتن دارد مشتاقانه گوش بدهید:
با چشم هایی متمرکز شده، گوش هایی تیز و تلفن همراهی خاموش.در دنیایی که نمی توان به اندازه کافی سریع بود،همه ما به کسی که به حرف های ما گوش دهد احترام گذاشته و از بودن با او استقبال می کنیم.

۱۸-در رابطه با دیگران وفادار باش:
وفاداری پایدار فقط مربوط به یک رابطه صمیمی درازمدت نیست، بلکه باید پایه ایی باشد برای هرکار دیگری که شما انجام می دهید.

۱۹-درک و عشق ورزی به مادر طبیعت را یاد بگیرید و یاد بدهید:
کسانی که به واقع قدردان و عاشق طبیعت هستند و در اطراف ما حضور دارند نشان دهنده اوج عظمت و انسانیت همه نوع بشر هستند. آنها به این روش مثبت زندگی می کنند و چیزی ازاین مثبت بودن را نیز به دیگران اعطا می کنند و می بخشند.

۲۰-در روز از وقت ، انرژی و پولتان بر روی خودتان سرمایه گذاری کنید:
وقتی شما برروی خودتان سرمایه گذاری می کنید هرگز چیزی را از دست نخواهید داد و در طول زمان با این روش مسیر و سمت و سوی زندگیتان را تغییر خواهید داد.شما به سادگی محصول آنچه هستید که بدان فکر می کنید.وقت ، انرژی،پول بیشتری را صرف به دست آوردن دانش کنید تا کنترل بیشتری بر روی زندگی خود داشته و از دیدگاه اطرافیان خود انسانی با ارزش قلمداد شوید.

۲۱-بصورت منظم اما تصادفی به دیگران مهربانی کنید:
پرداخت پول قهوه یک غریبه در کافی شاپ، خرید یک گل برای همکارتان و تشکر از او،راهنمایی کردن یک بانوی سالمند در یافتن مواد غذایی در فروشگاه و…
هیچ پاداشی بالاتر از دیدن لبخند بر چهره دیگران سراغ دارید؟

۲۲-تعریف و تمجید کنید از کسانی که لایق آن هستند:
شخصا از توانمندی های دیگران تمجید کنید و کمک کنید تا در راه خود به اوج و درخشش برسند.همه از کسانی که قدران تلاش هایشان هستند تشکر خواهند نمود و از حمایت آنها استقبال می کنند.

۲۳-شمرده صحبت کنید و تماس چشمی برقرار نمائید:
اغلب مردم ارتباط با افرادی که نمی توانند صحبت کردن و حالاتشان را درک کنند اجتناب خواهند کرد.هیچ رمز و رازی برای ارتباط قوی و موثر وجود ندارد.همچنین بدانید که یکی از موثرترین ابزار ارتباطات شخصی وجود ارتباط چشمی است، و هنگامی که به درستی اجرا شود نزدیکی زیادی را در روابط انسانی ایجاد می کند.

۲۴-در دسترس باشید:
اگر مردم نتوانند شما را پیدا کنند، و دسترسی به شما مشکل باشد، آنها شما را فراموش خواهند کرد.در دسترس بودن و سهل الوصول بودنتان تاثیر بسیار مهمی در ارتباط شما با دیگران دارد.همیشه این صفت مثبت را در خود حفظ کنیدو در ارتباط  خود با اطرافیان راه باریکی از ارتباط را برقرار نگه دارید و اجازه ندهید راه های ارتباطی شما مسدود شود.

۲۵-خودکفا باشید:
آزادی بزرگترین هدیه است و خودکفایی و مناعت طبع بزرگترین آزادی است، و خودکفایی شماست که دیگران را تحت تاثیر شما قرار خواهد داد. در دنیای کسب و کار یکی از آرزوهای اولیه و الهام بخش همه کارآفرینان رسیدن به خودکفایی و استغنا است.

۲۶-از منابعی که دارید بهره برداری کنید:
گاهی فردی معمولی را می بینید که از نظر جسمی دارای نقص عضو است، اما شما او را خیلی سرشار از احساس شادی می بینید.
چگونه کسی که دارای این محدودیت فیزیکی است می تواند خوشحال باشد؟؟؟
پاسخ قطعی و محکم به این سوال این است که: آنها راه چگونگی استفاده از منابع محدود خود را دریافته اند. استیو واندر را برایتان مثال می زنم، او نابینا بود اما استعداد خوبی در درک موسیقی داشت و از آن بهره برداری کرد و تا امروز ۲۵ بار جایزه گرمی را دریافت کرده است.

۲۷-بخشی از چیزی هستید که بدان باور دارید:
و این می تواند هر چیزی باشد.برخی از مردم با داشتن یک نقش فعال در شورای شهر و روستای خود، برخی با عضویت در دسته های مذهبی و برخی با عضویت در مراکز حمایت از نیازمندان و برخی نیز با عشق ورزیدن به کار خود.
نتیجه روانی حاصل در همه اینها یک چیز است، همه آنها خود را درگیر چیزی می کنند که به آن اعتقاد دارند.این تعامل شادی را برایشان به ارمغان آورده و زندگی را برایشان معنایی تازه می دهد.خیلی کار سختی است شما بخواهید کسی را که به شدت به کاری که انجام می دهد اعتقاد دارد تحت تاثیر خودتان در بیاورید.اما غیر ممکن نیست.

۲۸-بلند شوید و بر اعتقادات خود عمل کنید ، بدون اینکه جار و جنجال به پا کنید:
بله این امکان وجود دارد که برای اعتقادات خود به پا خیزید و دست بر گلوی دیگران گذاشته و بدین وسیله بقیه را ساکت کنید تا همگان فقط شنونده دیدگاه های شما باشند.
در مورد عقاید شخصیتان زمانی که از شما سوال می پرسند جواب دهید و حرکات تبلیغاتی همراه با مسموم کردن ذهنیت دیگران در راستای افکار و عقاید خود را هرگز انجام ندهید.
پایه استواری برای ارزش های خود داشته باشید ولی همیشه ذهن تان را برای اطلاعات جدید باز نگه دارید.

جالبترین چیزی که در این لیست می توانید آن را ببینید این است که همه آنچه که شما نیاز به تحت تاثیر قراردادن دیگران بدان نیاز دارید در درون شما در حال حاضر وجود دارد.
 

بنابراین به شما پیشنهاد می کنم از همین امروز تلاش برای تحت تاثیر قراردادن مردم را با استفاده از ثروت و دارایی تان متوقف کنید و به جای آن با بهره گیری از توانمندی های درونی و روش زندگی خود بر اطرافیان تاثیر گذاشته و توجه شان را به خودتان جلب کنید.


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: جمعه ششم خرداد 1390 - 21:31 - موضوع : - توسط : بابک

به گزارش مهر، محمدناصر عامری مدیرعامل شرکت صنایع الکترونیک پارسیان که وظیفه اجرای پروژه ملی پست الکترونیک را از سوی کارفرمای این پروژه که شرکت پست است برعهده دارد در نشست خبری در مورد چگونگی اجرای این پروژه اظهار داشت: در این پروژه سعی شده هر ایرانی در هر کجای دنیا با عضویت در پرتال POST.IR ضمن بهره‌گیری از یک آدرس ایمن در فضای تبادل اطلاعات داخلی، نگرانی -- و کرک شدن اطلاعات شخصی خود را توسط ارائه دهندگان سرویس های پست الکترونیک مانند یاهو و گوگل از میان ببرد.

وی با بیان اینکه هم اکنون این طرح ظرفیت سرویس دهی به یک میلیون کاربر را دارد و در حال حاضر هم ۱۶ هزار نفر از این ایمیل ملی استفاده می‌کنند گفت: این پروژه ملی توسط کارشناسان و متخصصان شرکت صنایع الکترونیک پارسیان اجرا شده است.

عامری با اشاره به اینکه پروژه ملی پست الکترونیک شرکت پست جمهوری اسلامی ایران در شهریور ماه سال ۱۳۸۹ با تدوین طرح جامع استفاده ۵۰ میلیون کاربر در فاز اول آغاز شد اضافه کرد: طی برنامه زمان‌بندی تعیین شده از سوی کارفرما، همچنین با توجه به پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های این پروژه به لحاظ مباحث امنیتی و تاکید شرکت پست بر پیاده‌سازی فضای امن تبادل اطلاعات در عین تسهیل در امر کاربری برای همه هموطنان ایرانی این پروژه بعد از ۸ ماه تلاش شبانه‌روزی به بهره‌برداری رسید.

وی گفت: این پروژه در ۶ مرحله شناخت، طراحی، پیاده‌سازی و نصب، پشتیبانی و آموزش تدوین شده که در حال حاضر پس از بررسی و آزمون‌های فنی و اجرایی، در مرحله کاربری توسط شرکت‌های تابعه پست بوده و با توجه به بستر ایجاد شده در این فاز امکان توسعه تا ۵۰ میلیون کاربر ایرانی را دارد.

مدیرعامل شرکت صنایع الکترونیک پارسیان با بیان اینکه یکی از نگرانی‌های کاربران اینترنتی، مبحث امنیت فضای تبادل اطلاعات است ادامه داد: این بیم و نگرانی کاربران از دسترسی اطلاعات محرمانه توسط عوامل بیگانه در سایت‌های ارائه دهنده سرویس‌های پست الکترونیک از جمله yahoo و Google و چند ۱۰ سرویس دهنده دیگر، همچنین -- شدن، کرک شدن ، قطع ارتباط و یا سایر مشکلات ناشی از استفاده از ابزارهای غیربومی عامل اصلی اجرای پروژه ملی پست الکترونیک شرکت پست محسوب می‌شود.

به گفته وی با بهره‌برداری از این پروژه کاربران ایرانی داخل کشور و حتی ایرانیان مقیم خارج نیز امکان استفاده از این سرویس ویژه را بدون محدودیت در حجم تبادل اطلاعات خواهند داشت.
عامری اضافه کرد: شرکت صنایع الکترونیک پارسیان در جشنواره ملی فاوا موفق به اخذ لوح سپاس بعنوان تنها مجموعه منتخب در بخش پشتیبانی فنی پست شد و نشان موفقیت خود را از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات دریافت کرد.

وی با بیان اینکه شرکت صنایع الکترونیک پارسیان در سال گذشته موفق به پیاده سازی پروژه "روتینگ" پروتکل پست جمهوری اسلامی ایران نیز شده افزود: این پروژه ملی برای تسهیل در امر تبادل اطلاعات بین ادارات کل پست استانی و دفاتر خدمات پستی در اقصی نقاط ایران برای تسریع در امر خدمات رسانی تعریف شده است.

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: جمعه ششم خرداد 1390 - 21:26 - موضوع : - توسط : بابک

این یک داستان واقعی درباره سربازی است كه پس از جنگ ویتنام می خواست به خانه خود بازگردد... 

سرباز قبل از این كه به خانه برسد، از نیویورك با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت: پدر و مادر عزیزم، جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه بازگردم، ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم كه می خواهم او را با خود به خانه بیاورم...

پدر و مادر او در پاسخ گفتند: ما با كمال میل مشتاقیم كه او را ببینیم...

پسر ادامه داد: ولی موضوعی است كه باید در مورد او بدانید، او در جنگ به شدت آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یك دست و یك پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهم كه اجازه دهید او با ما زندگی كند !

پدرش گفت : پسر عزیزم، متأسفیم كه این مشكل برای دوست تو بوجود آمده است. ما كمك می كنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا كند...!

پسر گفت:  نه، من می خواهم كه او در منزل ما زندگی كند !

آنها در جواب گفتند: نه، فردی با این شرایط موجب دردسر ما خواهد بود. ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را برهم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش كنی...

در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع كرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند...

چند روز بعد پلیس نیویورك به خانواده پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از یك ساختمان بلند جان باخته و آنها مشكوك به خودكشی هستند ! 

پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورك پرواز كردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشكی قانونی مراجعه كردند.

اما با دیدن جسد، قلب پدر و مادر از حركت ایستاد : پسر آنها یك دست و یک پای خود را در جنگ از دست داده بود...!  

 

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: جمعه ششم خرداد 1390 - 21:24 - موضوع : - توسط : بابک

توسعه عادات خوب یکی از موارد پیشرفت و رشد شخصی است.همه اون کارهایی که انجام می دهیم بر اساس چیز هایی است که قبلا آموخته ایم و متاسفانه همه آنچه بهش عادت کرده ایم خوب نیست و به همین دلیل باید همیشه سعی  و تلاش کنیم  برای بهبود عادات شخصی خود

 
در زیر لیستی را به شما معرفی می کنم از ۳۰ عادت عملی که می توانند تفاوت های بزرگی را در زندگی شما ایجاد کنند
ما باید این لیست را به عنوان یک مرجع استفاده کنیم و برای هر یک عادت یک ماه زمان بگذاریم.به این ترتیب برای  جذب بهتر و آمیخته شدن با هر یک عادت فرصت مناسبی پیش روی ماست و با این روش میزان پیشرفت خود را بهتر می توانیم اندازه گیری کنیم

 
عادات سلامتی
 
۳۰ دقیقه در روز ورزش کنید: اگر نوع کار و فعالیت شما بطوری است که میزان حرکت شما بسیار کم است ، این یک ضرورت برای شماست که هر روز به ورزش روزانه بپردازید.۳۰ دقیقه ورزش حداقل میزان برای کسب سلامتی مطلوب است
 
هر روز صبحانه بخورید: صبحانه یکی از وعده های مهم غذایی است ولی بسیاری از مردم از آن صرف نظر می کنند. خوردن صبحانه شامل چند تکه نان و آب میوه حتما توصیه می شود

 
۸ ساعت خواب مفید: محرومیت از خواب هرگز یک ایده خوبی برای انجام فعالیت های دیگر نیست.ممکن است شما فکر کنید که با کمتر خوابیدن فرصتی را به دست می آورید اما این اشتباه است و فقط خستگی و استرس را برای شما به ارمغان خواهد داشت.۸ ساعت خواب کامل برای بیشتر افراد مناسب است و در صورتیکه شرایط آن فراهم باشد ۲۰ دقیقه خواب بعد از ناهار نیز توصیه می شود

 
از خوردن میان وعده بین وعده های غذایی خودداری کنید: خوردن میان وعده های غذایی یکی از بهترین روش های افزایش وزن است.اگر شما گرسنه می شوید بهتر است غذا میل کنید و از خوردن تنقلات خودداری کنید

 
خوردن ۵ وعده میوه و سبزیجات: بدن و مغز سبزیجات و میوه ها را بسیار دوست دارد، بنابراین به شما توصیه می کنیم به هراندازه که ممکن می شود این عادت ۵ وعده را در خود ایجاد کنید.این شیوه یکی از روش های است که از سوی بسیاری از مراکز درمانی توصیه می شود

 
ماهی بخورید: ماهی از عناصر سالم و امگا ۳ غنی است.حداقل یک وعده در هفته از ماهی برای کسب مواد مغذی استفاده کنید

 
وقتی از خواب بیدار می شوید ۱ لیوان آب بنوشید: هنگامی که صبح از خواب بر می خیزیم بدنمان دچار کم آبی می شود و به آب نیاز دارد. عادت نوشیدن ۱ لیوان آب صبحگاهی را تمرین کنید برای متعادل کردن مزاج بسیار مفید است

 
از خوردن نوشابه پرهیز کنید: نوشابه یکی از ناسالمترین نوشیدنی هاست. هر چه نوشیدن آن را محدود تر کنید بدن شما از شما سپاسگزار تر خواهد بود

 
بدن خود را تمیز نگه دارید: پیشنهاد نمی کنیم که همیشه در مقابل آینه باشید اما حداقل های مراقبت های شخصی از خود را انجام دهید

 
اگر سیگار می کشید آن را متوقف کنید: هیچ دلیلی برای دود دیگر وجود ندارد ، ترک امکان پذیر است

 
اگر مشروب می خورید آن را متوقف کنید: الکل هرگز نمی تواند مشکلات شما را حل کند، هرگز. تنها استثنایی که وجود دارد خوردن یک لیوان شراب در روز در وعده های غذایی قابل قبول است

 
از پله ها استفاده کنید: یکی از بهترین بهانه های برای مصرف انرژی است به جای استفاده از آسانسور از پله ها استفاده کنید

 
عادات بهره وری
 
استفاده از یک ابزار نوت برداری : عادت به نوشتن و نگه داری و ردیابی ایده های و چیز هایی که به ذهن تان می آید با استفاده از یک ابزار و یا نرم افزاری که این اطلاعات را برای شما نگه داری کند بسیار با اهمیت می باشد

 
اولویت بندی کنید: اگر شما یک لیستی از کارهایی دارید که باید انجام دهید  و به خود می گویید که از کجا شروع کنم؟ یک راه این است که لیست خود را اولویت بندی کنید. با این سوال از خود شروع کنید: “اگر من امروز تنها یک کار می توانستم انجام دهم کدام را انجام می دادم؟” و بعد از یافتن پاسخ دوباره برای بقیه لیست سوال را تکرار کنید

 
طرح و نقشه : برنامه ریزی مهم است برای این که شما قبلا تصمیم بگیرید در طول امروز و این هفته چه کنید.اما برنامه ریزی برای بیش از چند هفته معمولا ناکارآمد است و بنابراین خیلی نگران نباشید

 
زود بیدار شوید: صبح زود از خواب بیدار شدن راه بسیار خوبی است برای بدست آوردن وقت اضافی.من شخصا پیشنهاد می کنم صبح ها  ساعت ۵ برخیزید. من تا ۹ صبح طوری هستم که بسیاری از کارهای خود را پیش می برم در حالی که در بقیه ساعات روز اینطور نیست

 
ایمیل خود را ۲ بار در روز چک کنید: ایمیل به راحتی می تواند تبدیل به یک اعتیاد شود و این که آن را هر ۱۰ دقیقه یکبار چک کنید واقعا غیرضروری است.این عادت را امتحان کنید و ببینید که جهان همچنان به چرخش خود ادامه می دهد مثل قبل از این عادت

 
حذف کارهای بی اهمیت: مشغول بودن در طول روز به این معنا نیست که هرکاری را باید انجام دهیم.گاهی  حذف کارهای بی اهمیت تمرکز ما را برای انجام کارهای با اهمیت افزایش می دهد

 
تمیز نگه داشتن اتاق و میز خود: برای حفظ تمرکز و داشتن خلاقیت داشتن یک میز تمیز و یک اتاق روشن مهم است

 
خودکار بودن: بسیاری از کارهایی که شما در طول روز و یا هفته به انجام آنها نیاز دارید را بصورت خودکار تنظیم کنید، البته تا آنجایی که ممکن است.افراط نکنید

 
ضرب العجل تعیین کنید: وقتی کاری را انجام می دهید برای پایان یافتن آن زمانی را بصورت دقیق تعیین کنید.یک قاعده وجود دارد که شما برای انجام آن کار وقت مشخصی را باید قرار دهید و این بهره وری شما را افزایش می دهد

 
یک روز در هفته را استراحت کنید: در پایان هفته بدون اینکه کامپیوتر خود را روشن کنید به خود مرخصی بدهید و اون روز را فقط اختصاص به فعالیت های تفریحی مورد علاقه خود بپردازید،مثل پیاده روی،ورزش،مطالعه خارج از حرفه و تخصص خود

 

 
عادت های شخصی
 
خواندن ۱ کتاب در هر هفته: خواندن راه خوبی است برای فعال نگه داشتن مغزتان. تنها با خواندن ۳۰ دقیقه کتاب در روز شما را قادر به خواندن یک کتاب در هر هفته می کند و ۵۰ کتاب در هر سال

 
معما و پازل حل کنید: معما ها ،بازی کلمات و … همه راه های خوبی هستند برای ورزش دادن مغزتان

 
مثبت فکر کنید: شما همانی هستید که همیشه به آن فکر می کنید

 
سریع تصمیم بگیرید: به جای یک ساعت فکر کردن در خصوص تصمیم گیری ،سرعت خود را تا آنجا که امکان دارد افزایش دهید.سرعت تصمیم گیری خود را به کمتر از ۱ دقیقه برسانید

 
قبل از خرید صبر کنید: برای انجام هر خریدی ۴۸ ساعت روی آن مکث کنید.این فرصت گاهی باعث به دست آوردن فرصت های بی نظیر و نتایج فوق العاده ایی می شود. امتحان کنید

 
روزی ۳۰ دقیقه مراقبه کنید: یکی از بهترین راه های ایجاد شفافیت روح و آشتی انجام ۳۰ دقیقه مراقبه در طول روز است.۳۰ دقیقه زیاد نیست اما برای قرارگرفتن شما در آرامش به اندازه کافی هست.به زبان ساده تر دعا کنید به زبان دین و مذهب خودتان

 
عادت های شغلی
راه اندازی یک وبلاگ: وبلاگ نویسی شخصی یکی از بهترین راه های آرام کردن کلمات درون است.حتما لازم نیست درباره یک موضوع خاص باشد ، بلکه یک وبلاگ شخصی نیز کفایت می کند

 
ساخت مجموعه نمونه کارهایتان: اگر شغل شما ساخت و ایجاد چیز هایی است ، ساختن یک مجموعه از نمونه کارهایتان بسیار راه عالی برای نشان دادن توانمندی های شماست

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: دوشنبه دوم خرداد 1390 - 13:49 - موضوع : - توسط : بابک

دروازه‌بان اسطوره‌ای فوتبال کشورمان پس از تحمل بیماری ریوی صبح امروز دارفانی را وداع گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، ناصر حجازی دروازه‌بان اسطوره‌ای فوتبال ایران و تیم استقلال ساعت 10:55 دقیقه صبح امروز دوشنبه به دلیل بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت.

گروه ورزشی خبرگزاری مهر درگذشت ناصر حجازی را به خانواده آن مرحوم و اهالی فوتبال تسلیت عرض می نماید.

خبرهای تکمیلی متعاقبا ارسال می شود.

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 - 22:26 - موضوع : - توسط : بابک

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 - 22:18 - موضوع : - توسط : بابک

با سلام.

دوستانی که برای ارسال نظر مشکل دارند و قسمتی که یک عدد 5 رقمی هست واسشون نمیاد می تونن مکان نما رو به قسمتی که متن رو تایپ می کنید ببرید و پس از کلیک کردن و قرار گرفتن مکان نما در اونجا , قبل از هر کار دیگری چند بار کلید backspace کیبورد رو بزنید پشت سر هم. می بینید که اعداد ظاهر میشن. من خودم مدتیه که اینکار رو می کنم و جواب گرفتم.

باتشکر

بابک

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 - 11:24 - موضوع : - توسط : بابک

شکی نیست که ساکنان کشورهای در حال توسعه، از داشتن تلفن همراه نفع زیادی می‌برند.این ادعا در زمینه بهداشت و درمان نیز صدق می‌کند، چراکه وجود تلفن‌های همراه به مردم اجازه می‌دهد تا حتی در مناطق دور‌افتاده نیز با پزشکان در تماس باشند و از نرم‌افزارهای مخصوص مراقبت‌های بهداشتی استفاده کنند.

مسلما در چنین مکان‌هایی احتمال پیدا کردن یک پریز برق بسیار کم است که بتوان گوشی همراه را هم شارژ کرد. به همین خاطر است که گروهی از دانشکده مهندسی و علوم کاربردی هاروارد (SEAS) در حال کار بر روی شارژری هستند که با باتری میکروبی کار می‌کند؛ سیستمی برای شارژ گوشی همراه که انرژی خود را از میکروب‌های درون خاک می‌گیرد.

به گزارش گیزمگ، این پروژه به سرپرستی دکتر آویوا پرسر ایدن- از رابطان SEAS و عضو فعلی هیات‌علمی دانشکده پزشکی هاروارد، انجام می‌شود. دستگاه او با استفاده از سطحی رسانا، الکترون‌هایی را که توسط میکروب‌های موجود در خاک طی فرآیند سوخت و سازی و به طور طبیعی تولید می‌شوند، جمع‌آوری می‌کند. وی 14 ماه است که از همین فناوری برای تامین انرژی چراغ‌های ال.ای.دی در آزمایشگاه استفاده می‌کند.

وقتی طرح اولیه این ایده آماده شد، ایدن به عنوان بخشی از مطالعه خود، تعدادی از این شارژرها را در منطقه‌ای در صحرای آفریقا توزیع کرد. درنهایت، ایدن به این نتیجه رسید که دستگاه کامل‌شده می‌تواند در عرض چند دقیقه با استفاده از میکروب‌های خاک راه‌اندازی شود و در عرض 24 ساعت، با هزینه‌ای کمتر از یک دلار، گوشی همراه را کاملا شارژ کند.

با وجود این‌که 22 درصد از خانواده‌های ساکن در صحرای آفریقا صاحب گوشی‌های همراه هستند، اما در حال حاضر بیش از 500 میلیون نفر از آفریقایی‌ها با کمبود انرژی در منازل خود روبرو هستند. به همین خاطر، تعداد زیادی از مردم باید مسافت زیادی را برای رسیدن به ایستگاه‌های شارژ گوشی طی کنند و برای هر بار شارژ، بین 50 سنت تا یک دلار بپردازند. در حالی‌که شارژرهای خورشیدی جایگزین دیگری برای حل این مسئله هستند، ایدن معتقد است که استفاده از انرژی خورشیدی هزینه‌بر است و با توجه به کمبود شبکه‌های توزیع/ تعمیر، برای چنین مناطقی حتی پیشنهاد هم داده نمی‌شوند.

ماه گذشته این پروژه از برنامه چالش‌هاب بزرگ وابسته به بنیاد بیل و ملیندا گیتس، مبلغ یکصدهزار دلار آمریکا کمک‌هزینه دریافت کرد. البته در سال‌های اخیر، تلاش بی‌وقفه‌ای برای تولید انرژی‌های دوستدار طبیعت صورت گرفته و اخبار زیادی در این زمینه به گوش می‌رسد.

انرژی تجدید‌پذیر در صدر!انرژی تجدیدپذیربه گزارش اتحادیه اروپا، با به‌کارگیری سیاست‌گذاری‌های صحیح، منابع تجدید‌پذیر مانند انرژی خورشیدی، باد و نیروی محرکه برق می‌توانند تا 80درصد انرژی مورد نیاز دنیا را تا سال 2050 / 1429 پوشش دهند.

این مطالعه که توسط IPCC (هیات بین‌دولتی تغییرات جوی) اتحادیه اروپا انجام شده، تا حد زیادی با پیش‌نویس‌های پژوهشگران مطابقت داشته و طی خبری در سی‌نت نیز منتشر شده است.

گروه‌های محیط‌زیست از این گزارش به عنوان راهنمایی برای تغییر روند در مصرف سوخت‌های فسیلی یاد می‌کنند که به مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی منجر خواهد شد؛ البته این تغییر روند، مستلزم هزاران میلیارد یورو سرمایه‌گذاری در آغاز این راه است.

به گفته IPCC، نزدیک به 80 درصد انرژی مورد نیاز دنیا را می‌توان تا اواسط قرن حاضر از طریق انرژی‌های تجدید‌پذیر تامین کرد؛ به‌شرطی که سیاست‌های عمومی صحیح از این موضوع حمایت کنند.

بر اساس این گزارش حرکت به سمت استفاده از انرژی‌های پاک مثل انرژی زمین‌گرمایی یا انرژی اقیانوس می‌تواند به حذف انتشار گازهای گلخانه‌ای- که در گرم شدن جهانی و وقوع سیل‌ها، خشک‌سالی‌ها، موج‌های گرما و بالا آمدن سطح دریا مقصر شناخته شده- کمک کند.

در سال‌های اخیر رشد انرژی‌های تجدید‌پذیر، به‌خصوص سلول‌های فتوولتائیک (قدرت‌زا) خورشیدی و بادی، افزایش ناگهانی داشته و گفته می‌شود که هزینه‌ها در حال کاهش هستند. در حال حاضر تنهای 12.9 درصد انرژی مورد نیاز دنیا از انرژی‌های تجدید‌پذیر تامین می‌شود که قسمت اعظم آن مربوط به انرژی‌های زیستی نظیر سوخت هیزم در کشورهای در حال توسعه است که با نیروی محرکه برق، باد، حرارت وابسته به مرکز زمین، انرژی خورشیدی و اقیانوس گسترش پیدا کرده است.

مواد شیمیایی تجدیدپذیردر کنار انرژی‌های پاک تجدید‌پذیر، بازار مواد شیمیایی تجدید‌پذیر هم داغ است؛ به گزارش سی‌نت، تعدادی از شرکت‌ها سعی دارند با استفاده از مخمرهای صنعتی، سوخت‌های زیستی و مواد شیمیایی تجدید‌شدنی تولید کنند که به این ترتیب، میکروب‌های مهندسی ژنتیک‌شده، مانند باکتری، ماده شیمیایی مورد نظر را ترشح می‌کند.

این کارخانه‌ها در پی یافتن راهی برای خروج از آزمایشگاه‌ها و ورود به فروشگاه‌ها و افزایش درآمد خود، ابتدا به سراغ مواد شیمیایی صنعتی یا مکمل‌های غذایی رفته‌اند. این مواد شیمیایی می‌توانند قیمت بیشتری نسبت به بنزین و دیزل داشته باشند!

سرمایه‌گذاری مشترک شرکت انرژی جایگزین جدید BP و شرکت هلندی مواد شیمیایی DSM می‌تواند شروع تازه‌ای برای شرکت وردزین (Verdezyne) محسوب شود و سرمایه‌ای مناسب برای راه‌اندازی یک واحد آزمایش صنعتی توسط وردزین فراهم آورد تا این شرکت بتواند اسید ادیپیک تولید کند که در تولید تار فرش یا به عنوان پیش‌ماده پلاستیک کاربرد دارد.

به گفته ای. ویلیام رادانی، رئیس شرکت وردزین، این فرآیند که از مخمرهای مهندسی ژنتیک‌شده استفاده می‌کند،‌ با طبیعت بسیار مهربان‌ترند و ارزان‌تر از نفت هستند.

بسیاری از شرکت‌های سوخت‌زیستی، نظیر Joule Unlimited و Kior ابتدا بازار سوخت‌ها را هدف گرفته بودند، اما بعد از چندین سال، تعدادی از این شرکت‌ها، با تمرکز بر مواد شیمیایی تجدیدشدنی یا دیگر محصولات توانستند بر چالش تولید سوخت پیروز شوند.

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 - 11:10 - موضوع : - توسط : بابک

اگر نیت این را دارید که زندگی سازنده تری داشته باشید، به این ۳۰ جمله ایی که با “اگر” آغاز می شوند به خوبی توجه کنید.
 

۱-اگر محصول یا خدمتی را نمی شناسید تا وقتی به آن شناخت دست نیافته اید آن را نخرید.

۲-اگر تسلطی بر اعمال خود ندارید، ولی بدانید که در نهایت اقدامات شما از آن شماست.

۳-اگر شما حداقل ۱۰ درصد درآمد تان را پس انداز نمی کنید بدانید که صرفه جویی نخواهید کرد.

۴-اگر بیش از حد صحبت کنید،مردم شنیدن حرفهایتان را متوقف خواهند کرد.واگر به اندازه کافی حرف نزنید، مردم هرگز نقطه نظرات شما را نخواهند شنید.

۵-اگر تنبل هستید، هرگز موفق نخواهید بود.تنبلی پتانسیل های واقعی شما را تحت تاثیر قرارخواهد داد.

۶-اگر از شغل خود نفرت دارید، شما بیش از نیمی از وقتی را که در این سیاره زندگی می کنید را متنفر بوده اید.

۷-اگر درصدی از پس انداز خود را در بازار سهام سرمایه گذاری نمی کنید،پس شما میلیون ها تومان در دوره های مختلف زندگیتان از دست داده اید.

۸-اگر آنچه را که آغاز می کنید هرگز به پایان نمی برید، درصد پیشرفت شما همیشه صفر است.

۹-اگر شما به اندازه کافی مایعات نمی نوشید،پس هرگز سلامتی کافی نخواهید داشت.

۱۰-اگر مبلغ بدهکاری های شما بیش از ۴۰% از درآمد ماهیانه شماست،حتما شکست خواهید خورد، بی درنگ عادات خرید و خرج کردنتان را تغییر دهید.

۱۱-اگر از رویارویی با مشکلات خود پرهیز می کنید،بدانید که همین مشکلات هدایت بخشی از دوران زندگی شما را به دست خواهند داشت.

۱۲-اگر چیزی صدای خوبی دارد،آن چیز هم می تواند خودش خوب باشد.

۱۳-اگر شما هر ۳تا ۵ سال درحال خرید یک ماشین معروف هستید، اینکارو متوقف کنید، دارید پولتان را از دست می دهید.

۱۴-اگر به اتفاقات اطراف خود توجهی ندارید، شما را بعنوان یک آدم احمق نگاه خواهند کرد.

۱۵-اگر شما با دنده عقب در یک خروجی شیب دار بزرگراه حرکت کنید شانس شما برای داشتن یک حادثه ۱۰۰۰% خواهد بود.لطفا از اولین خروجی خارج شود و مسیر را دور بزنید.

۱۶-اگر شما هرروز چیز جدیدی یاد نمی گیرید، پس درحال از بین بردن روزهای زندگیتان هستید.

۱۷-اگر امروز شما را تهدید به اخراج شدن کردند و حتی یک پیشنهاد زیرکانه در کنارش بود.بهتر است از همین امروز خود را آماده رفتن از آنجا کنید.

۱۸-اگر به شما یک بیمه با بالاترین خدمات و هزینه ماهیانه بسیار کم پیشنهاد شد، قبول کردن آن مثل شاشیدن در باد است.

۱۹-اگر شما هرگز به دیگری کمک نمی کنید، پس انتظار بازگشت نفعی به خودتان را هم نداشته باشید.

۲۰-اگر شما از اشتباهات خود چیزی یاد نمی گیرید،پس چندان چیز دیگری را هم یاد نخواهید گرفت.

۲۱-اگر شما رویایی ندارید، پس به عنوان یک موجودیتی در رویای کس دیگری خواهید زیست.

۲۲-اگر شما همیشه اشتباه می کنید،پس از سوال کردن نترسید.

۲۳-اگر درحالی که ورزش می کنید موسیقی گوش نمی کنید،بهترین بخش تمرینتان را از دست داده اید.

۲۴-اگر شما راضی و خوشنود نیستید،پس وقت آن رسیده چیزهایی را تغییر دهید.

۲۵-اگر شما به دوردست ها خیره نمی شوید، پس هرگز آنها را بدست نخواهید آورد.

۲۶-اگر هرگز چیزهای جدیدی را تجربه نمی کنید ، زندگی شما خیلی خسته کننده است.

۲۷-اگر در وجود شما عشق وجود ندارد، شما هنوز انسان جا افتاده ایی نیستید.

۲۸-اگر در حال حاضر بیش از حد احساسی هستید، تصمیم گیری را به بعد موکول کنید.

۲۹-اگر کسی از شما درباره نوع بیمه تامین اجتماعی و بیمه های دیگرتان سوال کرد اطلاعاتی به او ندهید.

۳۰-اگر برای خود راه مشخص و خاصی را انتخاب کرده اید، مردم نیز به این راه شما توجه خواهند نمود.

 

شما چه اگر های دیگری  به نظرتان می رسد! میتوانید به این لیست اضافه کنید و برای دوستانتان ارسال کنید...

 


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 - 10:57 - موضوع : - توسط : بابک

امروزه ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که ناگزیر از ارتباط وبرخورد با دیگران هستیم آنچه مسلم است که هیچ کس قادر نیست بدون کمک ومساعدت وارتباط با دیگران، نیازهای معمولی خود را برطرف سازد. حال سئوالی که اینجا مطرح می‌ شود این است که چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کنیم وجهت افزایش این ارتباط چه کارهایی باید انجام دهیم یا اینکه چه کارهایی نباید انجام دهیم.

در معاشرت باید با روی گشاده ونرمی ومهربانی با همه رفتار نمود وتند خویی با هرکس که باشد بد است. اگر خود را در سطح دیگران قرار دهیم واز زبان آن‌ها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده کنیم، اغلب به نتیجه دلخواه می‌ رسیم وبا دیگران در سطح خود آن‌ها ظاهر شدن‌‌ همان برقراری ارتباط موثرمی باشد. بعضی‌ها گمان می‌کند که ارتباط فقط شامل حرف زدن، نوشتن ویا بحث کردن است، این‌ها از عناصر مهم ارتباطی هستند ولی در واقع ارتباط را رفتاری می‌گوییم که پیامی در خود دارد که توسط طرف مقابل ما درک می‌شود،  خواه شفاهی باشد یا غیر شفاهی، آگاهانه یا ناآگاهانه، عمدی و…. ولی اگر ادراک شود، جنبه پیام ارتباطی پیدامی کندوهمین عدم درک پیام رابطه رامختل، معشوق ونارسامی سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسیاری از شادی‌ها وغصه ‌ها و رنج‌ها زندگی است، زندگی شاد، زندگی سرشار از دوستی است. روشن است که با افراد متفاوت، رفتارهای متفاوتی خواهیم داشت تاکید بر خصوصیات مشترک ارتباط را موثر می‌کند، ما انسان‌ها با یکدیگر مشترکات فراوان داریم، با کمی تمرین می‌توان خود را همراه دیگران بیابیم و با آن‌ها دوست وهم رای شویم.

 

شیوه‌های افزایش ارتباط خود با دیگران

۱) صریح وصادق بودن:

سعی کنیم در روابط خود با دیگران صریح وصادق باشیم، در گفته‌های خود صریح وصمیمی باشیم واز هر نوع ابهامی اجتناب کنیم، چون اگر منظور خود را با صراحت بیان نکنیم طرف مقابل ما به اشتباه می‌افتد وبه حدس وگمان متوسل می‌شود واز واقعیت دور می‌گردد.

 ۲) احساسات خود را بیان کردن:

بااحساس خود روراست باشیم، سعی کنیم مشکلات زندگی واحساساتی که داریم، باهمسر وشریک وباطرف مقابل خوددر میان بگذاریم. حتی اگر گمان کنیم که باعث ناراحتی آن‌ها می‌شود اگر می‌خواهیم با طرف مقابل خود ارتباطی معقول ومنطقی بر پایه تفاهم داشته باشیم، بهترین روش روراست بودن است واحساس خود را باوی در میان گذاشتن است. اگر مشکلی را حل نشده باقی بگذاریم ویا موضوعی را که مداقه وگفتگو در باره آن الزامی است به می‌ان نکشیم، مثل این است که دمل چرکین ودردناکی را سرجایش گذاشته وبه حال خود ر‌ها کرده باشیم.

 ۳) زمینه مشترک ونکات مشابه را یافتن:

درجست‌و‌جوی زمینه‌های مشترک باشیم، سعی کنیم در ارتباطمان بیشترین نکات مشترک ومشابه را بیابیم. اهداف ونیاز‌ها ونگرانی‌ها را از نظر او نگاه کنیم وبرای اینکه شرایط طرف مقابل را درک کنیم باید امور او را از دید ونظر او ببینیم وبا پرس وجو، از اموری که نگرانی او باعث شده، متوجه گردیم، همین نکات مشترک زمینه‌های مساعدی هستند که شالوده همدلی ووحدت وتفاهم را برروی آن می‌توان بنا کرد، عبارتی مثل: ( من وتو هردو همین را می‌خواهیم ) را می‌توان بیان نمود.

 ۴) همدلی وهمدردی کردن:

سعی کنیم با شخص احساس مشترک داشته باشیم. شادی وغم خود به حساب آوریم وموقعی که او احساس غم می‌کند ما نیز با او همدرد وهم غم شویم وبالعکس مساعی ما این باشد که سیستم حسی فردارتباط برقرار کنیم.

 ۵) شنونده خوبی بودن:

شنونده خوبی باشیم وگوش کردن را یاد بگیریم. گوش کردن به سخن وکلام دیگری موجب می‌شود تا او در ‌‌نهایت آرامش خیال، به طور واقع، منویات قلبی واحساسات خود را با ما در میان بگذارد وبرایمان احترام قائل شود وآماده شنیدن نظرات ما شود.

 ۶) سیستم روحی افراد را شناختن وتقلید از آن‌ها:

برای این کار باید به دقت به افراد چشم بدوزیم وبه سخنان آن‌ها به دقت گوش فرا دهیم وببینیم غالبا «از چه نوع کلماتی استفاده می‌کنند آنگاه با استفاده از‌‌ همان نوع کلمات، تقلید از لحن صدا، حالات وحرکات چشم‌ها به گونه‌ای با آن‌ها نحوه فکر وعملکرد ذهنیشان مطابق باشد.

 ۷) شخصیت افراد در نظر گرفتن:

باید ببینیم طرف مقابل ما چه شخصیتی دارد، برون گراست یا درون گرا،  برای صمیمیت با درون گرایان باید ببینیم چه ایده‌ها وارزشهای برای آن‌ها اهمیت دارد و آنگاه بکوشیم تا با توجه به چارچوبهای ذهنیشان با آن‌ها رفتار کنیم وصحبت کنیم وبالعکس، برای همدلی با برون گرایان به آن‌ها نشان دهیم که آنچه می‌گویند وعمل می‌کنند با اندیشه ورفتار مردم هماهنگ است.

 ۸) تقویت نمودن عزت نفس:

برای تقویت عزت نفس خودباید با تعمق در ژرفای وجود از دنیای پیچیده درون خود آگاه شویم، به کاستی‌هایمان پی ببریم، جهت گیری‌هایمان را در قبال رویدادهای مردم وشرایط گوناگون بشناسیم وبه فکر اصلاحشان باشیم وبا کمک حرمت نفس وارزشی که برای خودمان قائل هستیم حق انتخابمان چندبرابرمیشود وارتباطمان با دیگران به نحو چشمگیری بهبود می‌یابد.

 ۹) محترم شمردن احساس طرف مقابل:

همواره رفتاری احترام آمیزداشته باشیم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماریم، کوچک کردن همدیگر، به خصوص درحضور دیگران درمناسبات وروابط ، اثرتخریبی دارد، رفتار توام باظرافت وملایمت نه فقط شامل رفتار مودبانه می‌شود، بلکه صفا وصداقت واقعی واعتمادکامل نیز در بردارد.

 ۱۰) سکوت نمودن:

سکوت پیامی اعجاز گر در امر ارتباط است ویکی از جنبه‌های مهم ارتباط است ، مشروط بر اینکه حاوی پیامی باشد، سکوت می‌تواند در مناسبات انسان عشق ورضایت وخشنودی وتفاهم دوگانه واحساس‌ها را منتقل سازد.

 ۱۱- عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنرانی ونصیحت خشک تو خالی بیان نکنیم. موعظه می‌ تواند جنبه افراطی ومخرب درروابط داشته باشدومابایدسعی کنیم حداعتدال رانگاه داریم وبرای سخنانمان ارزش قائل شویم وجایی که ازمانظرمی خواهند،  نظر بدهیم.

 ۱۲- وقت وموفقیت‌شناس بودن:

یادبگیریم که چه وقت شوخی وچه وقت جدی باشی، هیچگاه طرف مقابلمان رادست نیدازیم، ازگفتن جملات وکلماتی که باراخلاقی وفرهنگی مناسبی ندارنددربیان منظورمان، خوداری نماییم، شوخی کردن بایدباتوجه به موقعیت وزمان خاصی باشد.

 ۱۳- مخالفت نمودن به شیوه مناسب:

یاد بگیریم که چگونه بدون بحث وجدلهای مخرب، مخالفت خود را نشان دهیم،  جرو بحث‌ها غالبا» بابلند کردن صدا، دادوفریاد، خشم وغضب، همراه است.  بحث وجدل‌ها تا حدود زیادی تحت تاثیر گرایشات وخلق وخوی افراد درگیر مباحثه قرار می‌گیرد. اکثریت مردم فاقد روحیه خود پسندانه افراطی هستند،  به این علت با تسلطی که بر نفس خود دارند می‌توانند از درگیری واهانت خود داری کنند. کسی که می‌خواهد شمارا خشمگین کندتاازکوره در برویدبهترین راه مقابله باآن برگزیدن روشن سازنده به جای عکس العمل وروش مخرب ومنفی است که اوبه آن توسل جسته است.

 ۱۴) یکی بودن قول وعمل:

سعی کنیم قول وعملمان یکی باشد. هنگامی که خودمان برای گفته‌های خود ارزش قایل نیستیم، چه انتظاری می‌توان داشت که دیگران قول‌ها وسخنان ما را محترم بشمارند. هنگامی که ما قول می‌دهیم کاری را انجام دهیم سعی کنیم آن را به مرحله عمل برسانیم واگر ناتوان در انجام آن هستیم هرگز خود مکلف به وعده‌ای که از عهده آن بر نمی‌آییم، نکنیم روراست وصادقانه بگوییم نمی‌ توانیم.

پس برای اینکه دیگران را به خوبی درک کنیم باید بتوانیم اطلاعات را به خوبی از آن‌ها کسب کنیم واین امر منوط به توانایی ما در دقیق گوش کردن، دقت نظر، همدلی، طرح سئوالات مفید وسودمند واحترام متقابل است.  احترام با سیستم حسی فرد دیگر، مشاهده همه چیز از نگاه او وسر در آوردن از نیاز‌ها وعلایقش به ما کمک می‌کند که اطلاعات را به نحوی دریافت کنیم که به سهولت قایل فهم وهضم باشد.

دو عامل اساسی ارتباط،‌‌ همان درک شدن ودرک کردن است. زندگی یک مسابقه صرف نیست، می‌توانیدبا اشخاص به گونه‌ای رفتار کنید که هرکس خودرا یک برنده در نظر بگیرد واحساس پیروزی کند.  شرایط پیروز شدن یکی وباختن دیگری هرگز به نفع کل نیست. همگام شدن نه تن‌ها روی دیگران، بلکه روی ما نیز تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر جای می‌گذارد . وقتی با دیگران همگام می‌شویم در واقع به دورن آن‌ها می‌رویم ودر ذهن آنهاجا می‌گیریم ودر ارتباطمان باید سعیمان در افزایش وارتفاء بیش ازبیش این رفتارهاباشدودرنتیجه تجربه‌ای از آن‌ها پیدا کنیم.


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 - 10:53 - موضوع : - توسط : بابک

روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.

 
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.
مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند
 
دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.
و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.
 
دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به  شمردن ....یک...دو...سه...چهار...

 

همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛

 

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛
 
خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛
 
اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛
 
هوس به مرکز زمین رفت؛
 
دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛
 
طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.
 
و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک...
 
همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.
 
در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.
نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.
 
دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.
 
اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیراتنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.
 
دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.
 
او از یافتن عشق ناامید شده بود.
 
حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.
 
دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد .
 
عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش   صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.
شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.
او کور شده بود.
 
دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمان کنم.»
 
عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.»
 
و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 - 10:52 - موضوع : - توسط : بابک


سلام بچه ها big hug

یه تست هوشی ساده اما پیچیده!؟ cowboy

آماده اید؟ applause

خوب هواستون و جمع کنید ها !whistling

.

.

.

.

.

.

.

.

5 = 1 
25 = 2 
125 = 3 
625 = 4 

 5 = ؟

.

.برای مشاهده جواب پائین بروید... thumbs down
ولی قبل از آن که جواب را ببینید، دوباره فکر کنید … thinking
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جای علامت سوال باید عدد 1 را قرار داد!
اگر قبول ندارید خط اول را به یاد بیاورید:5=1 
thumbs up


نتیجه‌گیری اخلاقی:
مسائل ساده زندگی را بیخود پیچیده نکنید!

 


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 - 0:5 - موضوع : - توسط : بابک

نارنجي: سي سال از زمانی که شرکت زیراکس اولین موس تجاری دنیا را رونمایی کرد می گذرد. شاید اغراق نباشد که بگوییم موس طلیعه دار عصر جدیدی در دنیای کامپیوترهای شخصی بوده است. کاربرانی با کمترین دانش می توانند تنها از روی شکل ها و با کلیک کردن، کار با کامپیوتر را تجربه کنند.  

 

۱. اولین گوی غلطان (trackball):

first_trackball.jpg

اولین وسیله ورود اطلاعات به کامپیوتر که توسط حرکات دست کنترل می شد و مکان نما را جابجا می کرد، در سال ۱۹۵۲ توسط نیروی دریایی سلطنتی کانادا اختراع شد. این ابزار در حقیقت یک توپ بولینگ فایو-پین کانادایی بود که بر روی یک سخت افزار ویژه سوار شده بود. این سخت افزار می توانست جهت چرخش توپ بولینگ را تشخیص داده و این اطلاعات را به حرکات روی صفحه کامپیوتر تبدیل کند. از آنجا که این اختراع متعلق به یک پروژه کاملا سری نظامی بوده، بنابرین حق امتیاز آن هیچ گاه ثبت نشده است.

 

۲. اولین موس:

first_mouse.jpg

اولین قطعه سخت افزاری که ما آن را به عنوان جد موس های مدرن امروزی می شناسیم، در سال ۱۹۶۳ توسط داگلاس اینگلبارت آمریکایی تولید شد. این ابزار برای ثبت حرکات در دو جهت، از دو چرخ قائم استفاده می کرد و می توانستید آن را مانند موس های امروزی در دست تان بگیرید.

 

۳. اولین موس با گوی غلطان:

trackball_mouse.jpg

این گجت محصول سال ۱۹۶۸ شرکت Telefunken Rollkugel آلمان است. این موس در زیر خود یک گوی غلطان کوچک داشت و تنها یک دکمه برای کلیک بر روی آن پیش بینی شده بود. کاربرد آن هم برای رسم تصاویر گرافیکی وکتور بود.

 

۴. اولین موس نوری:

alto-mouse.jpg

موس های با قطعات متحرک مکانیکی مقداری غیر قابل اعتماد و ناپایدار بودند. زیراکس در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی، برای بهبود کارایی، در مقابل موس های گوی غلطان، اولین موس نوری را با نام Alto معرفی کرد. این موس از ال ای دی و سنسورهای نوری برای ثبت حرکات استفاده می کرد. اما این موس برای کارکرد صحیح، به پد ویژه ای نیاز داشت که به شکل خاصی مدرج شده بود.

 

۵. اولین موس تجاری:

XeroxStar.jpg

در سال ۱۹۸۱ شرکت زیراکس موس Alto را به عنوان کنترلر در سیستم های ۸۰۱۰ تولیدی اش به کار برد. در واقع آلتو اولین موسی است که به صورت تجاری به بازار عرضه شده است. جالب اینکه هر سیستم ۸۰۱۰ بیش از ۷۵۰۰۰ دلار قیمت داشت!

 

۶. اولین موس خانگی:

lisa_mouse-1.jpg

اپل در سال ۱۹۸۳ برای ساخت موس کامپیوترهای اپل لیزا، تصمیم گرفت که به سراغ تکنولوژی گوی غلطان برود. این کامپیوتر اپل با قیمت ۱۰۰۰۰ دلار به بازار عرضه شد. موس لیزا تنها یک دکمه داشت و گوی غلطان درون آن فولادی بود. جالب اینکه اپل ۲۰ سال بعد از لیزا، دوباره سراغ موس های یک کلیدی آمده است!

 

۷. اولین موس بیسیم:

mouseman-cordless.jpg

لاجیتک در سال ۱۹۸۴ اولین موس بیسیم اش را که با امواج مادون قرمز کار می کرد، ابداع نمود. اما این موس حتما باید در دامنه دید دریافت کننده می بود تا بتواند کار کند. بعد از آن همین شرکت در سال ۱۹۹۱ اولین موس بیسیم با امواج رادیویی را به بازار عرضه کرد که نیازی به حضور در دامنه دید گیرنده نداشت.

 

۸. اولین موس لیزری:

logitech_laser.jpg

اولین موس لیزری برای کاربران عادی را هم لاجیتک در سال ۲۰۰۴ با نام MX1000 به بازار عرضه کرد. تا قبل از این موس های نوری برای روشن کردن سطح و ثبت حرکات از LEDها استفاده می کردند. اما استفاده از لیزر به موس ها اجازه داد تا روی سطوح بسیار متفاوتی کارایی و دقت کافی را داشته باشند.

 

۹. موس ژیروسکوپ:

logitech-mx-air.jpg

موس های Air دیگر محدودیت دامنه حرکت دو بعدی موس را به سخره گرفته اند. با کج کردن موس به اطراف، می توانید به راحتی مکان نما را حرکت دهید. MX Air لاجیتک چنان جذاب است که در لیست بهترین موس های همه دوران ها، در رده ششم ایستاده است.

 

۱۰. موس لمسی

novint_falcon.jpg

موس تا به حال تنها به عنوان یک ابزار ورود اطلاعات به کار می رفت، اما حالا دیگر می تواند عکس العمل هم نشان دهد. Novint Falcon در سه بازویش از موتورهایی بهره می برد که دست تان را در اطراف حرکت می دهد و باعث می شود شما اشیاء روی صفحه کامپیوتر را احساس کنید!

 

۱۱. موس سه بعدی:

3d_mouse.jpg

موس های عادی تنها در دو جهت حرکت می کنند، اما ما در جهانی بیش از دو بعد زندگی می کنیم. پس به موس هایی نیاز داریم که امکان انجام کارها به شیوه متفاوتی را داشته باشند. این نمونه اولیه ویژه، که توسط Axsotic تولید شده، به شما امکان حرکت و چرخش در سه بعد را می دهد. فکر می کنید گشت و گذار در گوگل ارث سه بعدی با این موس چگونه است؟!

 

۱۲. موس Hands-Free :

kinect.jpg

اینجا همه داستان درباره تبدیل حرکات فیزیکی بدن به جابجایی روی صفحه نمایش است. کم کم به سمتی می رویم که دیگر به وجود سخت افزاری موس هم نیازی نداشته باشیم. البته کینکت مایکروسافت اولین تجربه عملی در این زمینه است. مثلا لپ تاپ هایی خواهد آمد که با این تکنولوژی، حرکات ما را ثبت کرده و برای کنترل سیستم عامل و برنامه ها از آن استفاده می کنند.

 

۱۳. موس ذهنی:

emotiv.jpg

سخت افزار؟ حرکت؟ مساله را اینقدر سخت و پیچیده نکنید. آینده موس ها، کنترل مکان نما فقط و فقط با مغز است. البته هنوز هدست هایی که قابلیت خواندن امواج مغزی را دارند در مراحل تجربی اولیه قرار دارند. اما تا وقوع تغییری به بزرگی اختراع اولین موس راه زیادی باقی نمانده است.

|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 - 23:53 - موضوع : - توسط : بابک

خداوند گفت : دیگر پیامبری مبعوث نخواهم فرستاد ، ان گونه که شما انتظار دارید اما جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند...

وآنگاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد.

پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود عده ای به او گرویدند و ایمان آوردند.

وخدا گفت اگر بدانید حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد...


خدا رسولی از آسمان فرستاد . باران نام او بود همین که باران ، باریدن گرفت آنان که اشک را می شناختند رسالت او را دریافتند پس بی درنگ توبه کردند و روح شان را زیر بارش بی دریغ خدا شستند .

خدا گفت : اگر بدانید با رسول باران هم می توان به پاکی رسید...


خداوند پیغامبر باد را فرستاد تا روزی بیم دهد و روزی بشارت . پس باد روزی توفان شد و روزی نسیم و آنان که پیام او را فهمیدند روزی در خوف و روزی در رجا زیستند .

خداوند گفت : آن که خبر باد را می فهمد قلبش در بیم و امید می لرزد . قلب مومن این چنین است ...


خدا گلی را از خاک برانگیخت تا معاد را معنا کند .

و گل چنان از رستخیز گفت که هر از آن پس هر مومنی گلی که دید رستاخیز را به یاد آورد .

خدا گفت : اگر بفهمید تنها با گلی قیامت خواهد شد ...


خداوند یکی از هزاران نامش را به دریا گفت . دریا بی درنگ قیام کرد و چنان به سجده افتاد که هیچ از هزارموج او باقی نماند . مردم تماشا می کردند عده ای پیام را دانستند پس قیام کردند و چنان به سجده افتادند که هیچ از آنها باقی نماند .

خدا گفت : ان که به پیغمبر آبها اقتدا کند به بهشت خواهد رفت ...


و یاد دارم که فرشته ای به من گفت : جهان آکنده از فرستاده و پیغمبر مرسل است ، اما همیشه کافری هست تا بارش باران را انکار کند و با گل بجنگد ، تا پرنده را دروغگو بخواند و باد را مجنون و دریا را ساحر .

اما هم امروز ایمان بیاور که پیغمبر آب و رسول باران و فرستاده باد برای ایمان آوردن تو کافی است ...


|
داغ کن - کلوب دات کام ارسال شده در: دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 - 23:52 - موضوع : - توسط : بابک

در يك  شهربازي پسركي سياهپوست به مرد بادكنك فروشي نگاه مي كرد كه از قرار معلوم فروشنده مهرباني بود.

بادكنك  فروش يك بادكنك قرمز را رها كرد تا در آسمان اوج بگيرد و بدينوسيله جمعيتي از مشتريان جوان را جذب خود كرد .

سپس بادكنك آبي و همينطور يك بادكنك زرد و بعد ازآن يك بادكنك سفيد را رها كرد .

بادكنك ها سبكبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپديد شدند.

پسرك سياهپوست هنوز به تماشا ايستاده بود و به يك بادكنك سياه خيره شده بود

تا اين كه پس از لحظاتي پرسيد :

 

آقا! اگر بادكنك سياه را رها مي كرديد بالاتر مي رفت ؟

 

مرد بادكنك فروش لبخندي به روي پسرك زد و با دندان نخي را كه بادكنك سياه را نگه داشته بود بريد

و بادكنك به طرف بالا اوج گرفت و گفت : " آن چيزي كه سبب اوج گرفتن بادكنك مي شود

رنگ آن نيست بلكه چيزي است كه در درون خود بادكنك قرار دارد . 

  

رنگ ها ... تفاوت ها ... مهم نيستند...  مهم درون آدمه ، چيزي كه در درون آدم ها است

تعيين كننده مرتبه و جايگاهشونه و هرچقدر ذهنيات ارزشمندتر باشه ، جايگاه والاتر و

شايسته تري نصيب آدم ها ميشه.


|
|

All rights reserved - 2010 - Clickkon.Com